• ۱۳۹۸ سه شنبه ۳ ارديبهشت
  • اِثَّلاثا ١٧ شعبان ١٤٤٠
  • Tuesday 23 Apr 2019

عکس روز

آخرین خبرها

قیمت دلار، یورو، سکه و طلا امروز سه‌شنبه 3 اردیبهشت
دلیل خر و پف چیست؟
گفت‌وگو با محمدکاظم تاتار، برنده 100 میلیون تومانی مسابقه برنده باش: گفتند پول را به‌زودی می‌دهند
جراحی افزایش قد چه تاثیرات و عوارضی دارد؟
4 روش عملی برای فراموش کردن خاطرات بد
مرگ مشکوک خانم دکتر در مطب
ازدواج عجیب دختری با مردی که حکم حبس ابد دارد
چه کار کنیم که برای همسرمان تکراری نشویم؟
هومن برق نورد ؛ از دنیای حرفه‌ای تا زندگی شخصی
چندش‌آورترین غذاهای جهان
پشت پرده اجاره روزانه خانه
سرنوشت باران شیخی ؛همچنان در هاله‌ای از ابهام
با جاذبه‌های گردشگری زاهدان آشنا شوید
نشانه‌های مهم پیش‌دیابت را جدی بگیرید
اسراری از زندگی خواهر و برادر‌های ترامپ
راز خواننده بدصدای رستوران برملا شد
ماجرای تلخ توزیع رایگان قرص روانگردان در مدرسه‌ای دخترانه در تهران
غزلی از دیوان شمس/ دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
فرارشوم ازخانه به‌خاطر عشق خیابانی
زنم وسواس داشت، کشتمش
خوش استایل‌ترین سلبریتی‌ها
روایت دقیق از پرونده اصغر قاتل
امروز با حافظ/ صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
شوهرم با دختران غریبه رابطه دارد
تجاوز6برادرشوهربه زن19ساله هندی
عکسی از شهربانو منصوریان در کنار شوهرش
دستور پخت و سرو خورش بامیه
فال روزانه و فال تولد سه شنبه 3 اسفند
نمونه‌هایی از زیباترین کیک‌های عروسی
بیوگرافی کامل دیپیکا پادوگونه ستاره بالیوود
کشف نوزاد یک روزه در صندوق عقب خودروی مسافرکشی
قیمت دلار، یورو، سکه و طلا امروز دوشنبه 2 اردیبهشت
چگونه به منجلاب سقوط کردم؟
طنز/ دردسر ملاقات با غول چراغ جادو
معرفی 10 فیلم برتر عاشقانه سینمای جهان
دلایل فراموش‌کاری چیست؟
زرشک چه خواصیت‌هایی دارد؟
عملیات ویژه برای انتقال قلب یک مادر از رشت به تهران
رودخانه نوعروس را با خود برد
پلنگ گرسنه نوزاد 9 ماهه را خورد
عاشق دختری شده‌ام که قصد دارد با صمیمی‌ترین دوستم ازدواج کند
فیلم بی‌نظیر سونوگرافی از دعوا دوقلوها در رحم مادر
چرا و چگونه به تنگ بستانک سفر کنیم؟
چگونه دوست واقعی خود را بشناسیم؟
علل و علائم ابتلا به کبد چرب
خوشبختی چگونه به دست می‌آید؟
نگاهی به فیلم متری شیش و نیم ؛ فیلمی که حتما باید دید
نقشه پلید برای اغفال زن مطلقه
اعتراف به همسرکشی در نیمه شب
تجاوز سیاه به خاطرطلب یک‌میلیونی
جنایت خیابانی با17 گلوله
افشای‌رازنوعروس2روز بعداز ازدواج
درآمد 750 میلیون تومانی محسن یگانه از کلیپ «بهت قول میدم»
امروز با حافظ/ شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
طرز تهیه سالاد پاستا با مرغ
غزلی از وحشی بافقی/ آه ، تا کی ز سفر باز نیایی ، بازآ
عروسکی گردانی شکوفه عزیزی در قسمت 24 عصر جدید از بشیر حسینی کارت طلایی گرفت اول اردیبهشت
شعبده بازی خیره کننده سید مصطفی فراهانی و اعضای گروهش برنده قسمت 24 عصر جدید شد اول اردیبهشت
خواندن آواز سنتی کردی توسط کارزان قاسمی و برادرش عبدالباسط قاسمی در قسمت 24 عصر جدید کارت طلایی آریا عظیمی نژاد را گرفت اول اردیبهشت
ساخت کاردستی با کاغذ یا اوریگامی توسط زهره بحرالعلومی در قسمت 24 عصر جدید اول اردیبهشت
اوریگامی چیست و تاریخچه و ریشه آن در کجا است؟
رکوردشکنی با سازه‌های ماکارونی توسط گروه سازه ماکارونی در قسمت 24 عصر جدید اول اردیبهشت
شمشیرزنی با چشم بسته توسط رضا پورتیمور شرکت‌کننده مشهدی همراه با اعضای خانواده‌اش در قسمت 24 عصر جدید اول اردیبهشت
حرکات نمایشی ورزشی سعید صالحی و یاسین افشار با میله بارفیکس در قسمت 24 عصر جدید اول اردیبهشت
فال روزانه و فال تولد دوشنبه 2 اردیبهشت
بیوگرافی کامل آیشواریا رای ابرستاره بالیوود
بیوگرافی کامل کانگانا رانوت ،ستاره بالیوود
داستان سریال دلدار که در ماه رمضان پخش می‌شود، چیست؟
تعرض به دختر ۱۷ ساله در تاکسی
آیا دلیل عاشق شدن ترشح هورمون‌ها است؟
کد خبر: 125199 | تاریخ : ۱۳۹۷/۸/۷ - 07:23
شوهرم مرا مجبور به گناه می‌کرد

شوهرم مرا مجبور به گناه می‌کرد

می خواهم خودم را از این مرداب وحشتناک گناه و فساد بیرون بکشم سال های جوانی و آینده ام را با این گناه های نابخشودنی تباه کردم اما دیگر نمی خواهم بازیچه دست همسرم باشم و به این زندگی خفت بار ادامه بدهم

دوات آنلاین-می خواهم خودم را از این مرداب وحشتناک گناه و فساد بیرون بکشم سال های جوانی و آینده ام را با این گناه های نابخشودنی تباه کردم اما دیگر نمی خواهم بازیچه دست همسرم باشم و به این زندگی خفت بار ادامه بدهم قصد دارم در کنار فرزند کوچکم زندگی آرام و بدون آلودگی را شروع کنم اگرچه می دانم پذیرش حرف هایم بسیار سخت است و کسی این سرگذشت را باور نمی کند اما حاضرم همه پیامک های همسرم و تک تک محل های قرار را در اختیار پلیس بگذارم تا...

 

زن 25 ساله ای که در پی اعلام سرقت همسرش از واحد آپارتمانی به کلانتری احضار شده بود در حالی که بیان می کرد هیچ سرقتی از منزلمان رخ نداده و من لوازم شخصی و مدارکم را به خانه مادرم برده ام به تشریح ماجراهای وحشتناک زندگی اش پرداخت و به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری الهیه مشهد گفت: چهار سال قبل زمانی که آخرین سال تحصیلات دانشگاهی را می گذراندم در یکی از مهمانی های مختلط عاشق «شهروز» شدم اگرچه پدرم از نظر مالی در حد متوسط جامعه بود اما من به دلیل اعتقادات ضعیفم تحت تاثیر فرهنگ های غربی و اوج احساسات دوران جوانی بی پروا در مجالس و مهمانی های مختلط شرکت می کردم تا این که شهروز به خواستگاری ام آمد من هم که او را همراه اعتقادات خودم می دانستم خیلی زود به عقدش درآمدم و زندگی زیر یک سقف را شروع کردیم.

 

آن زمان هیچ کدام از خانواده هایمان مخالفتی با این ازدواج نداشتند. همسرم نیز تحصیلات دانشگاهی اش را تمام کرد و در یک کارخانه مشغول کار شد اما درآمدش کفاف مخارج شرکت در مهمانی های مختلط را نمی داد به همین دلیل اصرار داشت من هم سرکار بروم با آن که پدرم به تازگی فوت کرده بود و من عزادار بودم ولی نتوانستم در برابر اصرارهای همسرم دوام بیاورم و به ناچار در بخش سیستم های رایانه ای یک شرکت خصوصی به صورت قرارداد موقت مشغول کار شدم اما چند ماه بعد وقتی متوجه بارداری ام شدم تصمیم به ترک آن شرکت گرفتم ولی همسرم به شدت مخالفت کرد.

 

این در شرایطی بود که مدیر شرکت با رفتارهای محبت آمیزش سعی می کرد خودش را بیشتر به من نزدیک کند. قصد داشتم موضوع را برای همسرم بازگو کنم ولی جرئت این کار را پیدا نکردم تا این که وقتی سوءاستفاده های مدیر شرکت زیادتر شد به بهانه وخامت حالم دیگر سر کار نرفتم ولی هنوز یک هفته بیشتر از این ماجرا نگذشته بود که مدیر شرکت با همسرم تماس گرفت و پیشنهاد حقوق بیشتری را داد. شهروز که فقط در اندیشه پول بود مرا مجبور کرد تا سر کار بازگردم. از آن روز به بعد صمیمیت بیشتری بین مدیر شرکت و همسرم به وجود آمد به طوری که او برای شهروز خودروی اقساطی خرید و مدام برایش خرج می کرد. در این شرایط همسرم از من می خواست تا خودم را بیشتر به مدیرشرکت نزدیک کنم و او را راضی نگه دارم در حالی که دخترم به دنیا آمده بود مدیر شرکت و همسرم بساط مشروبات الکلی و مواد مخدر را در منزل ما پهن می کردند و رفت و آمدهایشان بیشتر شده بود طوری که همسرم چشم هایش را روی ارتباط نزدیک من و مدیر شرکت می بست. البته این موضوع همه ذهنیت شهروز بود چرا که از همان ابتدای زندگی وقتی که با هم مشاجره می کردیم می گفت: «من به تو به چشم یک زن هرزه نگاه می کنم و از ازدواج با تو پشیمانم!»

 

خلاصه آرام آرام آلوده گناه های وحشتناکی شدم و همسرم مرا مجبور به برقراری روابط نامتعارف می کرد تا پول بیشتری برای خوشگذرانی هایش داشته باشد. چند ماه بعد روزی به خودم آمدم که دیگر در مرداب گناه و فساد فرو رفته بودم. آن روز تصمیم گرفتم دیگر به شهروز باج ندهم و خودم را از این لجنزار و زندگی خفت بار بیرون بکشم این بود که به همراه دختر کوچکم شهروز را ترک کردم و به خانه مادرم رفتم. مدتی بعد هم در نبود همسرم به خانه آمدم و لوازم شخصی و مدارکم را با خودم بردم حالا هم اگرچه ریشه این تباهی را در مجالس مختلط می دانم و مقصر اصلی که باید مجازات شود خودم هستم ولی دیگر نمی توانم به این اعمال شرم آور ادامه بدهم شاید خدا هم از گناهانم بگذرد و...

 

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

 

منبع: خراسان

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.