• ۱۳۹۷ چهارشنبه ۳ بهمن
  • اِلأَربِعا ١٦ جمادي الاولي ١٤٤٠
  • Wednesday 23 Jan 2019
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

زنجبیل چه خاصیت‌هایی دارد؟
دادگاه خانواده/ پایان تلخ عشق دختر پولدار به پسر فقیر
نقد فیلم مارموز/ یک مارمولک جعلی
ترک اعتیاد/ گفت‌و‌گو با مردی که بعد از 24 سال مواد را ترک کرد
از این آدم‌ها در هر شرایطی دوری کنید
کلیله و دمنه/ حکایت شغال و ماده شیر
گلستان سعدی/ بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی
چگونه برای سربازی امریه بگیریم؟
شوهرم بین من و زن دومش از زمین تا آسمان فرق می‌گذارد
راهنمای کامل سفر به بروجن+ مکان‌های دیدنی
چه موقع بهترین زمان برای بارداری است؟
برادرکشی به‌خاطر یک لیوان چای
شوهر،هم‌گروهی‌ناشناس تلگرامی زن
مرد پولدار در تله دختر ماساژور
مرگ؛پایان‌رابطه‌نامشروع‌زن صیغه‌ای
زن‌مطلقه21ساله درتله‌مرد60 ساله
سرگذشت‌دردناک دختر مبتلا به ایدز
عکس‌زمستانی‌نیکی‌کریمی‌و‌مریم مومن
راهنمای کامل تزئین و دکوراسیون اتاق خواب به سبک مدرن
امروز با حافظ/ سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
ظاهر مردانه شهره لرستانی و ویشکا آسایش
طرز تهیه سالاد یونانی خاص و رنگارنگ
گفت وگو با جوان ترین خلبان زن ایران: عاشق ارتفاع هستم
بیوگرافی پانیذ برزعلی بازگیر نقش حنانه در سریال لحظه گرگ و میش
پیش‌بینی سیمرغ‌های جشنواره فجر برای 4 فیلم ماجرای نیمروز2- رد خون، دیدن این فیلم جرم است، 23 نفر و امشب ماه می‌گیرد
دادگاه خانواده/ پدر، مادر من برای هر دو شما هستم
داروهای گیاهی برای درمان میگرن و سردرد
معرفی کامل بازارهای تاریخی شهر یزد
4 حکایت از بهارستان جامی
دختر 15 ساله‌ام به‌خاطر پسری چند بار می‌خواسته خودکشی کند
دلایل ایجاد شک و سوء‌ظن میان زن و شوهر و راه‌های درست برخورد با همسر شکاک
چه کنیم تا قاتل نشویم؟
معرفی و نقد نمایش وقتی خروس غلط می‌خواند؛ مواجهه با اگرها
دلیل تشکیل سنگ مثانه و راه‌های پیشگیری
گفت‌وگو با قدیمی‌ترین غسال بهشت‌زهرای(س) تهران که شهدای معروف را غسل داده است
آزادی مادری که فرزند شیرخواره اش را کشته بود
تیپ زمستانی سلبریتی‌ها
همه چیز درباره اعتیاد جنسی
پیشنهادبی‌شرمانه به‌دختران جوان
عاقبت ازدواج پنهانی زن مطلقه
نقد سریال احضار؛ آیا واقعا می‌ترساند؟+ خلاصه داستان
معمای جنایت در کاروان سرا
شوهرم‌بافروشنده‌مغازه‌اش‌رابطه دارد
امروز با حافظ/ اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
جنجال‌ دست دادن‌ بازیگران زن با مردان
طرز تهیه سالاد مرغ رژیمی
بیوگرافی کامل علیرضا کمالی نژاد بازیگر نقش احسان در سریال لحظه گرگ و میش
بیوگرافی کامل رهاخدایاری بازیگر نقش طاهره در سریال لحظه گرگ و میش
ساعت پخش و تکرار سریال لحظه گرگ و میش+ نقش بازیگران
بیوگرافی کامل پاشا رستمی بازیگر نقش حامد در سریال لحظه گرگ و میش
ترک اعتیاد/ گفت‌و‌گو با مردی که بعد از 11 سال اعتیاد درمان شد
داستان‌های شاهنامه/ توطپه برای کشتن مهبود، وزیر معتمد انوشیروان
شناخت شخصیت افراد از روی فرم صورت
نقد فیلم قانون مورفی ساخته رامبد جوان ؛ فیلمسازی‌ از روی‌ شکم‌ سیری
بازیگرانی با نقش‌های تکراری اما جذاب
قلعه بابک کجا است و تاریخچه آن چیست؟
پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمایی سال 97
حکایت‌های مثنوی/ هنرنمایی نقاشان چینی و رومی در برابر یکدیگر
دلیل سکسکه و راه بند آوردن آن چیست؟
عاقبت عشق در نگاه اول چیست؟
هم‌نشینی‌سیاه زن‌بیوه‌بامردان غریبه
تجاوزراننده‌شیطان‌صفت‌به‌دختر کم‌ بینا
داستان پلیسی/ سایه مرگ
در باشگاه‌های دختران چه می‌گذرد
راز وحشت در لانه سیاه
جراحی لاغری بلای جان مادر عروس
بیوگرافی مهرنوش مسعودیان بازیگر سریال لحظه گرگ و میش
طرز تهیه ماکارونی سرخ با سویا
راهنمای کامل انتخاب بهترین رنگ برای اتاق‌های خانه
بازی سرنوشت/ گول تیپ و قیافه‌ام را خوردم
کد خبر: 125179 | تاریخ : ۱۳۹۷/۸/۶ - 14:24
گفت‌وگو با دختری که برای دور دور ماشین مدل بالا می‌دزدید

گفت‌وگو با دختری که برای دور دور ماشین مدل بالا می‌دزدید

با خودمان می‌گفتیم کاش خودرو داشتیم ‏تا با آن در خیابان‌ها دور دور می‌کردیم. آن لحظه اصلا به فکر سرقت نبودیم. اول همه چیز شوخی ‏بود. به شوخی گفتیم بریم و خودرو سرقت کنیم ولی بعد جدی شد. تصمیم گرفتیم واقعا سرقت کنیم تا با ‏خودروها در خیابان‌ها دور بزنیم. ‏

دوات آنلاین-سن وسال زیادی ندارند. هر سه نفر از این‌که دستگیر شده‌اند، ترسیده‌اند. هدفشان از سرقت ماشین فقط دور زدن با این خودروها در ‏خیابان‌های شمال پایتخت بود. اگر دستگیر نمی‌شدند، قصد داشتند که به این سرقت‌ها ادامه دهند و هر ‏بار با یک خودروی جدید دور دور کنند. شگردشان طرح دوستی با رانندگان خودروهای لوکس بود و بعد ‏از آن در چشم برهم زدنی پشت فرمان می‌نشستند و با سرعت زیاد متواری می‌شدند. یکی از این ‏دخترها در گفت‌وگو با شهروند ماجرای دزدی‌هایشان را روایت کرد:   ‏

 

  • چند‌سال داری؟

‏١٨ سال.

 

  • همدستانت چند ساله هستند؟

ما همه هم سن و سالیم. هر٣ نفرمان ١٨‌سال داریم. ‏

 

  • چند وقت است که همدستانت را می‌شناسی؟

ما از بچگی با هم دوست صمیمی هستیم. در یک محل زندگی می‌کنیم و در یک مدرسه درس خوانده‏ایم. از بچگی با هم بزرگ شده‌ایم و همه کارهایمان با هم بوده است. ‏

 

  • چه شد که تصمیم به سرقت گرفتید؟

یک شب وقتی دور هم جمع بودیم این تصمیم را گرفتیم. آن شب با خودمان می‌گفتیم کاش خودرو داشتیم ‏تا با آن در خیابان‌ها دور دور می‌کردیم. آن لحظه اصلا به فکر سرقت نبودیم. اول همه چیز شوخی ‏بود. به شوخی گفتیم بریم و خودرو سرقت کنیم ولی بعد جدی شد. تصمیم گرفتیم واقعا سرقت کنیم تا با ‏خودروها در خیابان‌ها دور بزنیم. ‏

 

  • انگیزه‌تان فقط دور دور بود؟

بله. برای هیجان و تفریح و دور دور در خیابان‌ها سرقت می‌کردیم. ‏

 

  • نخستین سرقت را چطور انجام دادید؟

با هم به خیابان شریعتی رفتیم و آن‌جا منتظر ماندیم. مردی با خودروی اپتیما جلوی پایمان ترمز کرد. ما ‏هم از او خواستیم ما را به مقصد برساند. وقتی سوار خودرو شدیم، در راه سر صحبت را باز کردیم و با ‏او طرح دوستی ریختیم. وقتی صحبت می‌کردیم از او خواستیم مقابل یک مغازه بایستد و نوشیدنی ‏بخرد. وقتی آن مرد توقف کرد و به مغازه رفت. من پشت فرمان نشستم و خودرو را سرقت کردیم. ‏

 

  • بعد از آن چکار کردید؟

با همان خودرو یکی دو شب در خیابان‌های شمال پایتخت دور زدیم. از اینکار لذت می‌بردیم. دور دور ‏با خودروی لوکس برایمان هیجان زیادی داشت. ‏

 

  • خودروی توسان را چطور سرقت کردید؟

در آن سرقت دو همدستم با هم بودند و من هم پشت فرمان اپتیما بودم. آنها با همان شیوه قبلی، وقتی ‏راننده در جایی توقف کرد، خودرو را برداشتند و با هم فرار کردیم. من در آن سرقت از دور مراقبشان ‏بودم که اگر مشکلی پیش آمد، با همان خودرو فرار کنیم. ‏

 

  • قصد داشتید به این سرقت‌ها ادامه دهید؟

بله. تازه برایمان هیجانی شده بود. ما که قصدمان دزدی و پول و فروش خودروها نبود. با همان ‏خودروها در خیابان‌های تجریش دور می‌زدیم تا طعمه جدیدی پیدا کنیم و خودرو را عوض کنیم. می‌‏خواستیم هر کدام یک خودرو داشته باشیم و با آنها به سراغ طعمه‌های جدید برویم. ‏

 

  • تا به حال سابقه هیچ خلافی نداشتید؟

نه ما هر سه نفرمان هیچ سابقه‌ای نداریم. نخستین بار است دست به خلاف می‌زدیم. آن هم فقط برای ‏تفریح و خوشگذرانی بود. من و دوستانم سرگذشت‌های تلخی داشته‌ایم و زندگی‌مان ‏همیشه سخت بوده است. ما هر ٣فرزند طلاق هستیم. من در کنار مادرم زندگی می‌کنم، یکی از ‏دوستانم در کنار پدرش و یکی دیگر هم در کنار پدربزرگ و مادربزرگش. بیچاره مادرم ‏وقتی شنید این کار را کرده‌ام به کلانتری آمد و کلی گریه کرد. باور نمی‌کرد که من دست به این کار ‏زده باشم. مرتب می‌گفت حتما اشتباه شده و دختر من در این کار نقشی نداشته است. ‏

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.