• ۱۳۹۷ چهارشنبه ۳۰ آبان
  • اِلأَربِعا ١٢ ربيع الاول ١٤٤٠
  • Wednesday 21 Nov 2018
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

پخش سری جدید خندوانه از امشب شروع می‌شود؛ محمدرضا شریفی‌نیا مهمان برنامه است
معرفی کامل و نقد فیلم سرو زیر آب
معرفی کامل و نقد فیلم آستیگمات
شروع پخش سریال بانوی عمارت از دوشنبه پنجم آذر
گفت و گو با جواد گلپایگانی، بازیگر نقش اول سریال «آینه عبرت»: پرویز پرستویی هم نمی‌تواند «آتقی» را مثل من بازی کند
جزییات تازه از پرونده شیطان شوشتر
اموال سلطان سکه چه شد؟
نقد فیلم لس‌آنجلس تهران؛ نه فانتزی نه کمدی
قتل در حمایت از دختر جوان
این خوراکی‌ها خون‌ساز هستند
کارگردان سریال مینو توضیح داد: بازیگران این سریال چگونه انتخاب شدند
داستان‌های شاهنامه / کشته‌شدن افراسیاب به‌دست کیخسرو بعد از جنگ 12 رخ
آشپزی / طرز تهیه سالاد آلو و گردو
گفت‌وگو با سعید راد درباره پیدا و پنهان سینمای ایران
ماجرای شاخ‌شکنی شرور مسلح در طباخی
قتل مرموز مادروفرزند ۱۰ساله
جنگ حسین‌محب‌اهری با سرطان
سرخوشی‌های3بانوی سلبریتی
این شاخ‌های‌اینستاگرام بازیگر شدند
ریشه شک به همسر چیست؟
تاثیر رابطه جنسی بر زندگی مشترک
چرا بعضی‌ها دنبال گوش الاغی و چشم گربه‌ای هستند؟
غرق شدن دو نوزاد ‌زاهدانی در سطل آب
بیوگرافی کامل هدایت هاشمی به بهانه بازی در نقش دکتر مرتضی کمال در سریال دخترگمشده
عکس/ علی انصاریان در میلان
بیوگرافی غزل شاکری به بهانه بازی در سریال بانوی عمارت
گزارش تصویری از پشت صحنه سریال مینو
معرفی سریال مینو که به جای سریال نجوا پخش می‌شود
ماجرای عجیب زن میلیاردری که عین گداها زندگی می‌کند
کشتار دسته جمعی گرازها با سیم برق لخت در رشت
داستان‌های شاهنامه / کشته‌های بسیار در ادامه جنگ میان ایران و توران
چه شغلی متناسب شخصیت شماست؟
طرز تهیه اسموتی موز ، میان وعده ای خاص
آن چه باید درباره اهمیت داشتن فرزند دوم و بهترین فاصله سنی‌اش با فرزند اول دانست
معرفی 2 مکان دیدنی در استان کهگیلویه و بویراحمد
نقد سریال نجوا؛ درخشش در عین سادگی
پزشک قلابی ۲۲ سال طبابت می‌کرد
محکومیت مرد آمریکایی به دلیل قتل همسر و 2 دختر خردسالش
اگر کارت سوخت را گم کرده اید، از 3 تا 24 آذربرای دریافت مجدد کارت اقدام کنید
۱۰ عامل اختلال در خواب
شوهرم مرا به خانه پدرم می‌فرستاد تا با دوستانش خوش بگذراند
2 تصمیم مهم ارزی بانک مرکزی
رابطه شیطانی به جنایت انجامید
عکس‌های کاملا‌متفاوت از سلبریتی‌ها
سرقت فیلم‌های خصوصی زن متاهل
قتل به‌خاطر رابطه سیاه زن متاهل
دردسرزنی به‌دلیل رابطه‌پنهانی دوستش
دختر جوان بعد از کشته‌شدن مادرش 15 ساعت کنار جسد او تنها ماند
آیا آتشفشان دماوند فوران می‌کند؟
گاهی از شریک زندگی‎تان دور شوید
بیوگرافی آوا کاوری ، بازیگر نقش سارا در سریال دختر گمشده
بیوگرافی شهرزاد کمال زاده ، بازیگر نقش مه‌رخ در سریال دختر گمشده
بیوگرافی کامل کوروش تهامی به بهانه بازی در سریال دختر گمشده
تیپ زمستانی علی انصاریان در ونیز
راهزنان 5 میلیارد تومان طلا را غارت کردند
سوء استفاده جنسی با اغفال دختران
دستگیری مسئول خزانه‌داری بانک پاسارگاد به علت سرقت
لیلا اوتادی میان موجودات عجیب و غریب
آخرین آمار ایدز در ایران
آشپزی / دستور پخت پلو چینی ،به‌عنوان غذایی خاص و ویژه
ثروتمندترین ورزشکاران جهان چه کسانی هستند؟
نقدی بر فیلم سد معبر که در شبکه خانگی توزیع شده است
داستان‌های شاهنامه/ جنگ دوباره میان ایران و توران آغاز شد
نقدی بر پایان عجولانه سریال حوالی پاییز
عکس/ ژست اروپایی بهنوش بختیاری
کدام شهر جهان بیشترین گردشگر را دارد؟
زندگی زنی در لانه وحشت
مصاحبه با بازمانده قتل‌عام خانوادگی
دلنوشته‌های رمانتیک 3دختر سلبریتی
دختر 16 ساله: آرزوی ازدواج نمی‌گذارد شب‌ها راحت بخوابم
کد خبر: 114795 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۲۱ - 07:17
افشاگری همسر سابق یک سلبریتی

افشاگری همسر سابق یک سلبریتی

همسر سابق یک هنرمند مشهور پیشقدم شده تا از بلاهایی بگوید که معروفیت سر زندگی اش آورده است.

دوات آنلاین-«شهرت» جذاب است. کمتر فردی است که بتواند این جمله را منکر شود. خیلی ها آرزو دارند جای افراد مشهور باشند. دیگران برایشان هورا بکشند و با آن ها عکس یادگاری بگیرند ولی این معروفیت پر زرق و برق گاهی فقط از دور، پر از رنگ و لعاب است و در پشت صحنه، واقعیت زندگی چیز دیگری است. 

 

همسر سابق یک هنرمند مشهور پیشقدم شده تا از بلاهایی بگوید که معروفیت سر زندگی اش آورده است. خانم «تینا» همسر سابق یکی از هنرمندان مشهور کشورمان است که بعد از مدت ها جدایی از همسرش تصمیم گرفته داستان زندگی اش و مشکلاتی را که «شهرت» سر زندگی مشترک او و همسرش آورده، تعریف کند به این شرط که نامش فاش نشود.

 

کاش بعضی چیزها را نادیده نمی گرفتم

تینا می گوید که سال ها پیش با همسر سابقش توسط یک دوست خانوادگی آشنا شده است:

 «آن روزها او خیلی معروف نبود، تازه کارش را شروع کرده بود و از نظر همه یک پسر با شخصیت و خوش قیافه به نظر می رسید.» در همان دیدار اول، مادر داماد می گوید که پسرش قبلا ازدواج کرده اما به خاطر نداشتن تفاهم برای بچه دار شدن از همسرش جدا شده و هر ماه بخشی از درآمدش را به عنوان قسط مهریه به حساب همسر سابقش واریز می کند:

 «من این موضوع را که او قبلا ازدواج کرده و روحیاتش با من که یک دختر جوان هستم فرق دارد و همین طور موضوع پرداخت سکه های مهریه همسر قبلی اش را قبول کردم. در حقیقت من این موضوعات را نادیده گرفتم که این اولین اشتباه من بود.»

 

کاش سراغ همسر سابقش می رفتم

یکی از اعضای خانواده «تینا» یک بار ازدواج ناموفق داشت ولی ازدواج دومش، زندگی بسیار خوب و پر از آرامشی را برایش به دنبال داشت و برای همین، دختر جوان تصور می کرد که شاید خواستگارش هم در ازدواج دوم بتواند زندگی شاد و خوشبختی داشته باشد: «قرار شد تحقیقاتی درباره او انجام شود، در محل کارش درباره او تحقیق کردیم اما همه از او و رفتارش تعریف می کردند. چند بار همدیگر را در فضاهای عمومی یا زیر نظر خانواده دیدیم، رفتار اجتماعی بسیار عالی داشت. خب طبیعی بود که من و همه اعضای خانواده ام او و شخصیت اش را تأیید کنیم.»

 

کمی مکث می کند و یاد دومین اشتباه زندگی اش می افتد: «دومین اشتباه من این بود که فقط به تحقیقاتی که از محل کارش شده بود و رفتارش با خانواده ام و خودم بسنده کردم و سراغ افرادی مثل همسر سابقش نرفتم تا ببینم دلیل طلاق شان چه بوده است. او خیلی خوب رفتار می کرد و خوش سر و زبان بود و شاید همین مسائل بود که باعث شد به خودم اجازه ندهم تا سراغ همسرش بروم. احتمالا تاکنون برایتان پیش آمده است که با شخصی رو به رو شده باشید که مثلا همکارانش درباره اش آن قدر خوب بگویند که شما اصلا دلیلی نبینید که به او شک کنید. من به دوستانی که درباره زندگی مشترک مان می پرسند، می گویم که به تحقیقاتی که دیگران برایتان انجام می دهند زیاد دل خوش نکنید چون یک فرد می تواند در بین مردم و همکارانش یک شخصیت و در خانه و در کنار همسرش یک شخصیت دیگر داشته باشد.»

 

با هر مصاحبه از من دورتر می شد

«تینا» با مرد رویاهایش ازدواج می کند. مهریه معقولی در نظر گرفته می شود و عروسی خیلی مختصری. او حالا فکر می کند خوشبخت ترین انسان روی زمین است تا این که متوجه می شود همسرش او را در مصاحبه ها و در مراسم مختلف مخفی می کند: «زندگی ما از دوره عقد تا دوران ازدواج مان، چند ماه طول کشید. در این چند ماه حتی در مهمانی ها، همسران دوستانش به من می گفتند که خیلی خوش شانس هستی و مرد خوبی قدم به زندگی ات گذاشته است. خودم هم همین فکر را می کردم اما شهرت لعنتی همه چیز را در زندگی ما نابود کرد. او مدتی بعد از ازدواج مان معروف و بسیار محبوب شد و در طول چند ماه همه او را شناختند و از همان روزها بود که همه چیز برای من تمام شد. آن روزها، روزنامه ها و مجلات یک سره سراغش را می گرفتند و عکس هایش همه جا پخش شد. هر جا را که نگاه می کردی عکس او بود. همه چیز با روزنامه ها و مجلات شروع شد، شاید یکی از دلایلی که تصمیم گرفتم با شما مصاحبه کنم همین بود که بگویم همه چیز از شما روزنامه نگارها شروع شد. برخی از خبرنگاران حتی او را یک هنرمند خارق العاده معرفی می کردند و مرد زندگی من با هر مصاحبه از من دورتر می شد. آن روزها از کنار هر کیوسک روزنامه فروشی که رد می شدم، عکس او را روی جلد مجلات می دیدم. اوایل خیلی خوشحال می شدم، مجله ها را می خریدم و آرشیو می کردم. نمی دانید چقدر به شوهرم افتخار می کردم تا این که مصاحبه های تصویری او در شبکه های مختلف شروع شد. مرد رویاهای من رو به روی دوربین ها به گونه ای حرف می زد که انگار همسری ندارد. این مورد در چندین گفت و گوی تصویری تکرار شد. موضوع آن قدر شور شده بود که حتی خانواده ام می گفتند شوهرت طوری حرف می زند که انگار مجرد است و این من بودم که جوابی برایش نداشتم و دلم با این حرف ها می لرزید.»

 

مقصرانی از جنس خودم باعث طلاقم شدند

این تازه شروع مشکلات تینا و شوهرش بود. او نمی دانست دنیای شهرت چه دنیای عجیب و غریبی است: « طی یک ماه، طرفداران یکی از صفحه های اجتماعی اش به حدی رسیده بودند که من از تعجب شاخ در آورده بودم، انگار خودش هم باورش نمی شد. پیام های زیر پست هایش آن قدر زیاد بود که حتی وقت نمی کردم همه آن ها را بخوانم اما متأسفانه تعداد زیادی از این پیام ها متعلق به دختران جوانی بود که انگار اصلا به دل شکسته یک زن دیگر فکر نمی کردند. منتظر بودم تا او اعلام کند که متأهل است اما او هیچ کاری برای جلب اعتماد من نکرد. در مقابل کارهایی می کرد که هر روز شکم بیشتر می شد. من مانده بودم گیج و مبهوت. آیا او مردی بود که من می شناختم؟ تا مدتی به خاطر غرورم هیچ حرفی نزدم اما بالاخره تصمیمم را گرفتم و به او گفتم: «چرا در مصاحبه هایت نمی گویی متأهلی؟ چرا علامت تأهل را از قسمت بیوگرافی صفحه اجتماعی ات برداشتی؟ چرا اجازه می دهی این همه زن و دختر برایت پیام بگذارند؟»

 

البته در این جریان فقط همسر من مقصر نبود بلکه زنانی از جنس خودم هم مقصر بودند که بدون این که کسی را بشناسند، شروع به تعریف و تمجید از او می کردند و این مرد زندگی من بود که هر روز از من دورتر و دورتر می شد.» او در جواب تینا جواب های کلیشه ای به زبان آورد که هیچ منطقی پشت اش نبود: «می گفت زندگی خانوادگی و مشترک من به مردم ربطی ندارد، اصلا دوست ندارم به سمت این حاشیه ها کشیده شوم، به دیگران چه مربوط که من همسر دارم یا نه؟»

 

شوهرم با زنی خارج از کشور ارتباط داشت

زن جوان به این جای صحبت مان که می رسیم، لبخندی می زند و انگار چیزی یادش آمده باشد با عجله می گوید: «روی گوشی اش رمز گذاشته بود. کاری که قبل از آن نکرده بود. سعی می کرد جایی بنشیند که من نتوانم به صفحه گوشی اش نگاه کنم. مدام در حال چت و ... بود. زمانی که اعتراض می کردم می گفت صحبت هایمان کاری است.» زن جوان یک دفعه تلخ می شود و می گوید مدتی بعد فهمیده که شوهرش با زن جوانی در ارتباط است. زنی در آن سوی آب ها: «هیچ وقت نمی توانم کسانی را ببخشم که می دانستند او ازدواج کرده ولی با او ارتباط داشتند. همسرم جنبه شهرت را نداشت. به محض این که مشهور شد خودش را باخت. بالاخره هم یک روز به خانه آمد و گفت که می خواهد به خارج از کشور برود و در ایران نمی تواند پیشرفت کند.»

 

برای طلاق از من همکاری خواست

نفس عمیقی می کشد و ادامه ماجرا را توضیح می دهد: «من از خانواده نسبتا ثروتمندی بودم اما هیچ وقت دوست نداشتم که از خانواده ام دور باشم. یک روز به خانه آمد و گفت می خواهم تو را طلاق بدهم و باید با من راه بیایی چون من تصمیمم را گرفته ام تا از ایران بروم. بعد از آن ماجرا، دعوای سختی بین ما در گرفت و من به خانه پدرم رفتم. آقای معروف مدام به خانه پدری ام می آمد و رو به روی پدر و مادرم می گفت که اگر هرچه زودتر طلاق نگیرم و همکاری نکنم، او می رود و من می مانم و کلی مشکل و دردسر و برای همین بهتر است که با او راه بیایم. در همان دوران بود که پدرم از غم و غصه من دو بار سکته کرد و در این شرایط بود که من ترجیح دادم زندگی ام را از این فرد که هر روز زن های زیادی برایش پیام های عاشقانه می گذاشتند و گل می فرستادند، جدا کنم.»

 

نمی توانم آرام باشم!

به این جای داستان که می رسیم، زن جوان می گوید که بعد از جدایی فهمیده که همسر سابقش در همان زمانی که در کنار او زندگی می کرده با زنان زیادی در ارتباط بوده و حتی یکی از آن ها وکیل پرونده طلاق آن ها بوده است: «او به وکیل پرونده مان پیشنهاد ازدواج داده اما بعد زیر قولش زده بود. چند زن جوان هم فیلم ها و عکس هایی از او برایم ارسال کردند که با دیدن آن ها حالم خیلی بد می شد. همه آن ها می گفتند همسر سابقم به آن ها پیشنهاد ازدواج داده اما بعدها زیر قولش زده است.

 تنها کاری که از دستم بر می آمد این بود که به تک تک شان بگویم ما جدا شده ایم و روابط او به من ربطی ندارد. این گونه آرام می شدم اما کدام زنی است که بفهمد همسرش وقتی به او می گفته متعهد است و با زنان دیگری در ارتباط بوده، بتواند آرام باشد.»

 

منبع: همشهری سرنخ

دیدگاه‌های دیگران

ر
رضا |
مخالف 0 - 0 موافق
سلام واقعا همه چی جنبه میخواد که خیلی ها واقعا لایقش نیستن

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.