• ۱۳۹۷ شنبه ۲۸ مهر
  • اِسَّبِت ٩ صفر ١٤٤٠
  • Saturday 20 Oct 2018
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

مصاحبه با بوکسوری که 4نفر را کشت
دام قرار شبانه2دختر با پسر جوان
درخواست فرزندان برای اعدام پدر
عضو باند یاکوزای ژاپن در تهران به قصاص محکوم شد
بوکسور معروف چرا 2 دخترش و پدر ومادر همسرش را کشت؟
علی ضیا در برابر مهمان فرمول یک، گوشه رینگ قرار گرفت
آیا شما هم به حسادت عاشقانه مبتلا هستید؟
بانک‌های مختلف به سپرده‌ها چقدر سود می‌دهند+نام بانک‌ها و جزییات قراردادها
سرمایه ایرانیان مقیم خارج از کشور چقدر است؟
آیا واقعا در همدان گنج پیدا شد؟
تصویر لیلا حاتمی در اینستاگرام بازیگر «بازی تاج و تخت»
عکس دختر ایرانی در اینستاگرام نشنال جئوگرافیک
هفته پر بارش در راه است
مسابقه برنده باش تقلید از کدام برنامه خارجی است؟
عکس / تیپ خاص فاطمه معتمدآریا در جشنواره سلیمانیه
نقشه‌ای برای اغفال زن مطلقه
عکس‌‌های فوق‌العاده از دنیای زیر آب
نکاتی که درباره مراقبت و آرایش موهای فر باید بدانید
گفت‌وگوبا نخستین زن جهانگرد ایرانی در 493 روز دور دنیا سفر کرد
10 فیلم برتر عاشقانه سینمای ایران
چرا و چگونه به مراغه سفر کنیم؟
چه نوع گوشواره‌ای برای فرم صورت شما مناسب است؟
داستان‌های شاهنامه / بریدن سر سیاوش
کدام پیشگویی‌های نوستراداموس به واقعیت تبدیل شدند؟
خداداد عزیزی هم بازیگر شد
روایتی تکان‌دهنده از حرمسرای قذافی
سرقت مسلحانه از بانک با پوشش زنانه
آخرین میزان گرانی مواد خوراکی اعلام شد؛ تورم تخم مرغ ۷۴ درصد و میوه‌ به ۶۱ درصد رسید
نشانه‌های سرطان روده چیست؟
توزیع‌کنندگان الکل مسموم در شيراز دستگیر شدند
مرگ یکی از مظنونین قتل خاشقجی در تصادفی مشکوک!
نقد سریال دلدادگان/ چرا این سریال جذاب است؟
عکس/جشن تولد مهتاب کرامتی پشت صحنه رقص روی شیشه
پاسخ تند بهنوش بختیاری به طعنه رضا رشیدپور
۴ نشانه بالا بودن قند خون
تجاوز مردشیطان‌صفت به 2دخترجوان
کنایه نفیسه روشن به سحر قریشی
داستان‌های شاهنامه / دسیسه‌چینی برادر افراسیاب علیه سیاوش
شکلات تلخ چه فایده‌ها و ضررهایی دارد؟
روایت بازیگر فیلم مغزهای کوچک زنگ زده از کارتن‌خوابی و کمپ ترک اعتیاد
بیوگرافی کامل هانیه توسلی
پیشنهادی برای خوش‌تیپی خانم‌ها
کنجکاوی زن همسایه راز گروگانگیری را فاش کرد
گزارشی خواندنی از زنان کارگاه مرواربافی در ملایر
نگه‌داشتن عطسه این خطرات را دارد
خودروهای بدون معاینه فنی از هفته آینده‌50 هزار تومان جریمه می‌شوند
آزمایش‌هایی که خانم‌های ۲۰ تا ۴۰ ساله حتما باید انجام دهند
با این 7 فرمول خشم خودتان را کنترل کنید
آشپزی / قیمه نثار خوشمزه را چطور بپزیم
قتل4نفر توسط یک بوکسور در تهران
تصاویری از جشن تولد 5 سالگی پسر روناک یونسی
ماجرای ملاقات نفیسه روشن با سردار آزمون
خلاصه سریال حوالی پاییز + مجموعه عکس
سپند امیرسلیمانی درباره زندگی خصوصی‌اش توضیحات مفصلی داد : برای اولین بار می‌گویم چهار سال است جدا شده‌ام
نارضایتی جنسی؛ ازدلایل اصلی طلاق
پانته آ بهرام، بازیگر نقش افسانه در سریال دلدادگان: افسانه در آخر ضربه‌اش را به کسی که سالها دوستش داشته می‌زند
دادستان کل کشور:حضور زنان در ورزشگاه آزادی هیچ توجیه شرعی ندارد / اگر تکرار شود برخورد می‌کنیم
مرد هزار چهره با 40 همسر
پشت پرده سایت‌های همسریابی
گزارشی از اسامی عجیب و غریب ثبت‌شده در ایران؛ ملخ ، پالون، عذاب، شفتالو، نیمکت و اسم‌های مشابه دیگر
پسر شیشه‌ای مادر و مادربزرگش را کشت
واکنش صحیح در برابر تیک‌های عصبی
چگونه پرانرژی باشیم؟
عوارض خطرناک قرص شب امتحان
اولین نشانه‌های ایدز در مردان
زن متاهل: شب‌ها خواب پسری را می‌بینم که عاشقش شدم!
نقدی بر فیلم لس آنجلس تهران ؛ یک کمدی که خنده‌دار نیست
استفاده از هدفون و هندزفری چه عوارضی دارد؟
روابط نامشروع شوهرم آزارم می‌دهد
عاقبت تلخ عشق آتشین یک دختر
کد خبر: 114726 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۱۸ - 07:18
از عشق خیابانی تا دوراهی طلاق

از عشق خیابانی تا دوراهی طلاق

آن روز که از روی احساسات و هیجانات نوجوانی با دختری آشنا شدم و رابطه دوستی برقرار کردم هیچ‌گاه فکر نمی کردم در آینده روزگارم به خاطر این ارتباط خیابانی سیاه شود.

دوات آنلاین-آن روز که از روی احساسات و هیجانات نوجوانی با دختری آشنا شدم و رابطه دوستی برقرار کردم هیچ‌گاه فکر نمی کردم در آینده روزگارم به خاطر این ارتباط خیابانی سیاه شود و از نظر روحی و روانی تا این اندازه شکسته شوم و ...

 

مرد 32 ساله با ابراز پشیمانی از وضعیت نابه سامان و سردرگمی که خودش باعث و بانی آن شده بود و روی بازگشت به سوی خانواده اش را نداشت به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری میرزاکوچک خان مشهد گفت: در یک خانواده مذهبی و از طبقه متوسط جامعه به دنیا آمدم.

 

از آن جا که دو خواهر داشتم بعد از به دنیا آمدن من پدر و مادرم خیلی خوشحال بودند و سعی می کردند در حد توان مالی شان همه نوع امکانات را برایم فراهم کنند که من هیچ کمبودی را احساس نکنم. تا این که در سن 16 سالگی دلباخته دختری در خیابان شدم.  «ترانه» هم مانند من دانش آموز بود و در کلاس اول دبیرستان تحصیل می کرد.

 

 رابطه من و او خیلی زود صمیمانه شد به طوری که هر روز در خیابان منتظرش می ماندم که او را تا مدرسه اش همراهی کنم. اما این وابستگی شدید عاطفی باعث شد تا به اشتباه تصور کنم که او را می شناسم اما در واقع من نتوانستم در مدت چندین سال آشنایی، اخلاق و رفتار او را به خوبی بشناسم این گونه بود که بعد از گرفتن دیپلم و پایان خدمت سربازی تصمیم گرفتم به خواستگاری ترانه بروم ولی خانواده ام با این وصلت موافق نبودند چرا که خانواده ترانه را از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هم کفو خانواده خودمان نمی دانستند و همچنین به عاقبت این نوع آشنایی خوش بین نبودند اما به خاطر اصرارهای زیاد من و این که تک پسرشان دلگیر نشود راضی به ازدواج ما شدند و خیلی زود زندگی مشترکمان را آغاز کردیم این در حالی بود که در یک شرکت خدماتی و نظافتی استخدام شده بودم.

 

 همسرم نیز که علاقه زیادی به ادامه تحصیل داشت در آزمون دانشگاه آزاد پذیرفته شد و با ورودش به دانشگاه بدبختی های ما نیز ریشه گرفت.

 

 من از شدت علاقه ای که به همسرم داشتم پذیرفتم که او به خواسته هایش برسد ولی او با بدبینی و بدگمانی‌هایش روزگار شیرین ما را تلخ کرد به طوری که هیچ گاه روز خوشی را در کنار هم تجربه نکردیم.

 

کار به جایی رسید که دامن اختلافات ما به خانواده‌هایمان نیز کشیده شد و آن ها هم در جریان مشاجرات ما قرار گرفتند و بدین ترتیب من و ترانه از یکدیگر جدا شدیم.

 

 از این که در زندگی ام شکست خورده بودم در بین خانواده ام احساس حقارت و کوچکی می کردم اما آن‌ها با حمایت کردن از من به من روحیه تازه ای دادند. هنوز یک سال بیشتر از ماجرای طلاقم نگذشته بود که روزی ترانه با من تماس گرفت و با ابراز پشیمانی از من خواست که به او فرصت دوباره ای بدهم و زندگی جدیدی را شروع کنیم.

 

پدر و مادرم با ازدواج مجددم با ترانه مخالفت کردند و گفتند هرگز راضی به این کار نیستند.

 

اما من بار دیگر دچار وسوسه شدم این بود که بدون اجازه پدر و مادرم زندگی تازه ای را با همسر سابقم آغاز کردم که ای کاش به حرف پدر و مادرم گوش می کردم!

 

اوضاع و احوال زندگی ام نه تنها بهتر نشد بلکه اختلافات ما شدت گرفت و روز به روز با مشکلات و گرفتاری های سختی روبه رو می شدم و کاری از دستم برنمی آمد این در حالی بود که ما صاحب فرزندی نیز شده بودیم ترانه آن قدر مغرور بود که حاضر نشد برای حفظ زندگی مان لحظه ای غرورش را زیر پا بگذارد و به مراکز مشاوره مراجعه کند.

 

 او با توهین و فحاشی شخصیت مرا خرد می کند و آبروی خانوادگی مان را از بین برده است به همین دلیل مجبور شدم برای رهایی از این وضعیت به قانون پناه آورم چرا که با یک نوزاد شیرخواره در دو راهی تردید مانده ام و دیگر روی بازگشت به سوی خانواده ام را نیز ندارم و ...

 

 شایان ذکر است به دستور سرهنگ حمیدرضا علایی (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) مرد جوان به مراکز مشاوره ای پلیس معرفی شد.

 

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

 

منبع: خراسان

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.