• ۱۳۹۷ يکشنبه ۵ اسفند
  • اِلأَحَّد ١٨ جمادي الثانيه ١٤٤٠
  • Sunday 24 Feb 2019
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

آرایش مناسب برای مهمانی‌های عید نوروز
فیلم اجرای گروه بلک لایت به‌عنوان بهترین اجرای قسمت سوم برنامه عصر جدید
چه کسانی می‌توانند در برنامه استعدادیابی عصر جدید شرکت کنند؟
فال روزانه و فال تولد یکشنبه 5 اسفند
ریشه ضرب المثل‌ آب زیرکاه چیست؟
معرفی 3 روش خاص برای چیدن سفره هفت سین عید نوروز
گفت‌وگو با فرشته صدر عرفایی، بازیگر نقش مادر عبدالمالك ریگی در فیلم شبی كه ماه كامل شد ؛ نمک‌گیر بلوچ‌ها شدم
نقد فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی؛ دوست داشتنی‌تر از خیلی آشغال‌های دیگر
نقد فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی ؛ آشغال‌های دوست‌نداشتنی
باجناق کشی باکمک خواهرزن
عکس‌هایی از جشن تولد ریحانه پارسا
دستگیری 6 قاتل بخشیده شده در باند مخوف سرقت از خانه تهرانی‌ها
هومن حاجی عبداللهی، بازیگر نقش رحمت در سریال پایتخت: قرار است امسال در فیلم پایتخت 90 دقیقه مردم قهقهه بزنند
فاطمه گودرزی، بازیگر نقش توران در سریال لحظه گرگ و میش: وقایع سریال را در برهه‌ای از زمان گذرانده بودم
جزییات راهزنی مسلحانه 200 هزار یورویی
شوهر معتادم با اسلحه سراغم آمد
سوباتان کجا است و چرا و چگونه به سوباتان سفر کنیم؟
گفت‌وگو با زنی که با ضربه شوهرش کور شد
توضیح قاضی پرونده ستایش قریشی درباره کودکان قربانی آزار: افراد در جامعه برای رفع نیازهای جنسی خود روش مناسبی ندارند
افشای حقه منتالیست یا شعبده ذهن‌خوانی در برنامه عصر جدید
پسر نوجوانم سیگاری شده است چه کار کنم؟
یادداشت یک پزشک متخصص درباره جزییات تزریق بوتاکس و عوارض آن
داستان زندگی پررنج زنی که به‌خاطر پسرش دزدی کرد
بیوگرافی کامل مریم کاویانی و شوهرش رامین مهمانپرست
خانم‌ها حتما بخوانند؛ تمام آنچه درباره شیر دادن به نوزاد باید بدانید
جدیدترین و ارزان‌ترین ایده‌ها برای دکوراسیون نوروزی خانه
کامبیز دیرباز چگونه عاشق شد؟
درمان پروستات با روش طب سنتی
مردان عاشق زنانی با این ویژگی‌ها می‌شوند
قاچاقچیان انسان چگونه مهاجران غیرقانونی را به اروپا می‌رسانند؟
2جنایت در پی رابطه نامشروع
زوجی که27بار درخواست طلاق دادند
تجاوز2زورگیر به زن جوان
شغل دوم سلبریتی‌های مطرح چیست
دادگاه خانواده؛ کشمکش زن و شوهر سابق بر سر حضانت دخترشان
عکس‌هایی از زیباترین سفره آرایی برای سبزی پلو ماهی شب عید
بوستان سعدی/ چو عشقی که بنیاد آن بر هواست
امروز با حافظ/ خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
آشپزی؛ دستور پخت بریانی هندی به‌عنوان غذایی خاص و لذیذ
علی انصاریان درباره ازدواجش شوخی کرده بود؛ او ازدواج نکرده است
فال روزانه و فال تولد شنبه 4 اسفند
طرز تهیه سبزه شناور در تنگ
واکنش مهناز افشار به ازدواج مریم کاویانی و رامین مهمانپرست
رامبد جوان پدر می شود
دادگاه خانواده؛ خودم هم در شکاکی شوهرم مقصر بودم
نشانه‌های سرطان مری و دلایل و راه‌های تشخیص آن
سرنوشت تلخ دختری که در 9 سالگی مورد تعرض قرار گرفت
چگونه می‌توان سردردهای میگرنی را کاهش داد و درمان کرد؟
راهنمای کامل خرید شیک‌ترین و ارزان‌ترین لباس عید
تهدیددختری برای‌خواسته بی شرمانه
ازدواج زن‌جوان‌باجسد نامزد مرده اش
همه آنچه باید برای خرید مبل مناسب بدانید
فال روزانه و فال تولد جمعه 3 اسفند
مد جدید مانتو برای عید 98
عکس‌های تازه از مریم کاویانی در کنار شوهر دیپلماتش
روش شرکت در مسابقه بر خط شو که از شبکه 5 پخش می‌شود
ساعت پخش سریال‌های نوروزی سال 98
تجربیات تلخ خانم بازیگر در غربت
گفت‌وگو با مهدی شاه حسینی ،چهره پرطرفدار برنامه خندوانه: دوست دارم فیلم بسازم
بهترین روش برای پرورش خلاقیت کودکان 1 تا 11 ساله + معرفی بازی‌های مفید
عکسی از زمان قرتی بودن بهرام رادان
چگونه از پوسیدگی دندان‌ها پیشگیری کنیم؟
دادگاه خانواده؛ زندگی تلخ با مسافری از آلمان
چگونه سبزه هفت سین را در خاک ژله‌ای بکاریم
چرا مردان با زنان بزرگ‌تر از خود ازدواج می‌کنند؟
هیجان‌انگیزترین مناطق ایران برای سفر
دادگاه خانواده؛ شوهرم نگفته بود قبل از من زنی را صیغه کرده بود
رازهای زندگی بهرام افشاری ؛ بازیگر نقش بهتاش فریبا در سریال پایتخت
چرا و چگونه انسان صبوری باشیم؟
بهترین و بدترین سن برای ازدواج چند سالگی است؟
کد خبر: 114659 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۱۵ - 11:26
زری‌خوشکام: علی‌حاتمی ازمن این‌جوری خواستگاری کرد:زن‌من‌می‌شی؟

زری‌خوشکام: علی‌حاتمی ازمن این‌جوری خواستگاری کرد:زن‌من‌می‌شی؟

آشنایی من و علی حاتمی از اواخر سال ۴۹ آغاز شد. آقای محمدعلی فردین در تدارک تهیه فیلم «مترسک» بود که کارگردانی آن بر ‌عهده علی بود. شخصیت اصلی فیلم زن بود و ۷ بازیگر مرد داشت که یکی از نقش‌ها را هم قرار بود خود مرحوم فردین بازی کند.

دوات آنلاین-روزنامه شرق، مصاحبه احمدطالبی‌نژاد با زری خوشکام همسر زنده یاد علی حاتمی را منتشر کرده است. زری خوشکام در این گفت‌وگو به خاطره اولین همکاری با علی حاتمی و سپس ازدواج با او پرداخته است.

 

بخشی از مصاحبه را می‌خوانید:

 

علاقه‌مندی شما به علی حاتمی و بالعکس از کجا شکل گرفت که به ازدواج هم انجامید؟

آشنایی من و علی حاتمی از اواخر سال ۴۹ آغاز شد. آقای محمدعلی فردین در تدارک تهیه فیلم «مترسک» بود که کارگردانی آن بر ‌عهده علی بود. شخصیت اصلی فیلم زن بود و ۷ بازیگر مرد داشت که یکی از نقش‌ها را هم قرار بود خود مرحوم فردین بازی کند. تصمیم علی این بود که ترکیب بازیگران تلفیقی از هنرمندان تئاتر و سینما باشد. برای بازیگر زن هم دنبال چهره تقریبا ناشناخته یا کم‌تر دیده‌شده‌ای بود. یک روز با آقای احمد شیرازی که قبلا با او فیلم «کلبه آن سوی رودخانه» را کار کرده بودم، در ماشین مشغول گفت‌وگو درباره انتخاب بازیگر بودند که تصویر من را روی جلد مجله ستاره سینما می‌بینند و به ایشان می‌گویند چنین چهره‌ای برای این نقش می‌خواهند. سؤال می‌کنند این بازیگر ایرانی است یا ایتالیایی و الان کجاست. آقای شیرازی اعلام می‌کنند پیش از این با من همکاری داشته‌اند. آن ایام من در اسالم و لوکیشن فیلم رضا میرلوحی (تپلی) که یک کارخانه چوب‌بری بود، حضور داشتم و چند روزی به تهران آمده بودم که از طرف آقای فردین به دفتر کارشان دعوت شدم. برای اولین‌بار آقای حاتمی را در آنجا دیدم. این دیدار صرفا جلسه معارفه و آشنایی بود و خیلی جدی درباره کار صحبت نکردیم، حتی خلاصه قصه را‌ هم برای من تعریف نکردند. جلسه به دلیل دندان‌درد علی حاتمی و قرار دندان‌پزشکی ایشان نیمه‌کاره ماند و مابقی صحبت‌ها به جلسه بعدی موکول شد.

 

در جلسه دوم آقای حاتمی قصه را برایم تعریف کردند، خیلی خوشم آمد، اما گفتم این روزها درگیر کار آقای میرلوحی در اسالم هستم. ایشان هم اطمینان دادند که لوکیشن «مترسک» قرار است همان‌جا باشد. آن روزها آقای فردین به صورت هم‌زمان در تدارک ساخت ۲ فیلم بود، کارگردانی یکی با علی حاتمی بود و دیگری (راز درخت سنجد) با جلال مقدم. تیم آقای مقدم در «هتل قاضیان» ساکن شده بود و ما در «هتل بندر انزلی». یک روز بعدازظهر آقای حاتمی و آقای شیرازی به اسالم و لوکیشن فیلم «تپلی» آمدند و از من خواستند بعد از پایان کار آن‌ها را همراهی کنم و یک جلسه روخوانی در هتل محل استقرار گروه داشته باشیم. بعد از کار به بندر انزلی رفتم و آقای حاتمی دوباره داستان را تعریف کردند و درباره نقش‌ها توضیح دادند.

 

دو، سه روز بعد دوباره به محل استقرار تیم تولید «مترسک» دعوت شدم. قرار بود بخشی از صحنه‌های مربوط به حضور من فیلم‌برداری شود. بخش‌هایی از کار گرفته شد و همه‌چیز طبق برنامه به خوبی و خوشی پیش رفت. فردای آن روز اما آقای حاتمی سر صحنه نیامد و فقط آقای شیرازی، من، آقای کسبیان و یکی، دو نفر دیگر سر صحنه حاضر شدیم، من گفتم تا زمانی که کارگردان نباشد، کار نمی‌کنم. وسایل را جمع کردیم و به هتل برگشتیم. موقع شام آقای حاتمی سؤال کردند که چرا کار نکردید و من هم گفتم تا کارگردان نباشد، من کار نمی‌کنم، اگر قرار است کار بدون حضور شما انجام شود به من هم بگویید تا درباره ادامه همکاری تصمیم بگیرم. گفتند راجع به این موضوع بعد از شام و کنار ساحل صحبت کنیم. آن‌ شب توضیح دادند که دلیل غیبت امروزشان اختلاف‌نظر کوچکی با فردین بوده که برطرف شده و از فردا همه‌چیز طبق روال پیش خواهد رفت. با اطمینان از حضور آقای حاتمی، طبق برنامه ۵ صبح از خواب بیدار شدیم و به سمت لوکیشن حرکت کردیم. آن زمان همه‌چیز، از گریم گرفته تا وسایل و لباس و... برعهده بازیگر بود. سر صحنه بعد از هماهنگی لباس که خود آقای حاتمی و کامران قدکچیان برعهده داشتند، نوبت به کلاه‌گیس که رسید، من متوجه شدم فراموش کرده‌ام آن را از هتل بردارم. فاصله لوکیشن تا هتل حدود یک‌ساعت‌ونیم بود. آقای حاتمی بلافاصله از آقای افشار (مدیر تهیه) خواستند که هرچه سریع‌تر کلاه‌گیس من را از هتل بیاورند. منتظر بازگشت آقای افشار بودیم که در همین حین آقای فردین به لوکیشن رسیدند و گفتند چرا کار نمی‌کنید، همه‌چیز که حاضر است؟ آقای حاتمی ایشان را کنار کشیدند و در حال توضیح برای دلیل این تعلل بودند که یک‌دفعه صدای آقای فردین بلند شد که «معلوم است وقتی کارگردان بازیگرش را تا ۱۲ شب می‌برد لب دریا، بازیگر یادش می‌رود که کلاه‌گیسش را بیاورد». پیش از این اتفاق، آقای فردین بعد از جلسات نشست و روخوانی به من گفته بودند که از نگاه‌ها و توجه علی حاتمی متوجه علاقه‌شان به من شده‌اند. گفتند مراقب باشم، چون می‌ترسیدند که این علاقه‌مندی موجب برهم‌خوردن برنامه تولید فیلم شود. بعد از توصیه فردین، من هم دقت کردم و فهمیدم حدس‌های ایشان درست بوده و این علاقه شروع شده است (با خنده). خلاصه این‌که آن روز اوج عصبانیت آقای فردین بود و گفتند اصلا بساط فیلم را جمع کنید. همه ما ناراحت از این‌که کار انجام نمی‌شود، چاره‌ای نداشتیم جز اطاعت از ایشان. همه وسایل و گروه را جمع کردیم و طبق دستورشان همان روز به سمت تهران حرکت کردیم. خودشان که درگیر فیلم آقای مقدم بودند، همان‌جا ماندگار شدند. من به همراه علی حاتمی و کامران قدکچیان به سمت تهران حرکت کردیم. در میانه راه برای رفع خستگی پیاده شدیم و در حال قدم‌زنی بودیم که آقای حاتمی بی‌مقدمه به من گفتند: «زن من می‌شی؟» لحن و فضای طنز کلامشان را حس کردم و من هم در پاسخ به شوخ‌طبعی ایشان بلافاصله گفتم: «بله». از فردای روزی که به تهران برگشتیم، حدود یک هفته تا ۱۰ روز برای آشنایی بهتر با هم قرار ملاقات و شناخت بیشتر داشتیم، من هم درباره احساسم نسبت به حاتمی به اطمینان رسیدم و در نهایت ایشان به شکل جدی اعلام کردند که قصد دارند برای خواستگاری به خانه‌مان بیایند.

 

خانواده شما و به‌خصوص پدرتان مخالفت یا شرطی برای ازدواج نداشتند؟

شروطی را گذاشتند که علی با جان و دل قبول کرد، از او خواست که دیگر فعالیتی در سینما نداشته باشم و ایشان هم قبول کردند که فقط در فیلم‌های خودشان حضور داشته باشم. پدرم از ابتدا با ورود من به سینما مخالف بود آن‌روزها اغلب بزرگ‌ترها سینما را جایی ناامن برای فرزندانشان می‌دانستند. وقتی وارد سینما شدم حتی برادرم قهر کرد و بعد از ازدواج با علی با من آشتی کرد. من و علی همان روز خواستگاری حلقه‌مان را خریده بودیم و وقتی پدرم نظر مثبتش را اعلام کرد با اشاره علی بی‌معطلی به طبقه دوم خانه رفتم و از اتاقم حلقه‌هایمان را آوردم. پدرم هم شاکی و ناراحت شد که «پس بفرمایید این مراسم فرمالیته بوده و...» ما هم خجالت‌زده سر به زیر انداختیم و سکوت کردیم. یک هفته مشغول تدارک لباس و مراسم بودیم و بعد هم مراسم عقد خصوصی فامیلی برگزار کردیم. روحشان شاد فقط ناصر ملک‌مطیعی و آقای علی عباسی در مراسم حضور داشتند. آن روز آقای مطیعی سر میزان مهریه‌ای که مادرم اصرار داشت حتما ۵۰۰ هزارتومان باشد، کلی با مادرم چانه زدند. آقای فردین هم که قهر کرده بود و در شمال مانده بود. این‌طور شد که من و علی با هم ازدواج کردیم و زندگی‌مان شروع شد.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.