• ۱۳۹۷ دوشنبه ۳۰ مهر
  • اِلأِثنين ١١ صفر ١٤٤٠
  • Monday 22 Oct 2018
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

مرزبانان ربوده‌شده در سلامت کاملند
تیپ جالب شهاب حسینی و بهرام رادان ۱۵ سال پیش
زندگی تلخ سمانه، دخترک معتاد؛ رفاقتم با «مرد جماعت»، فقط به بهانه مواد مخدراست!
آشپزی / طرز تهیه دسر آناناس
داستان‌های شاهنامه / رستم به خون‌خواهی سیاوش به جنگ افراسیاب می‌رود
چگونه خانه‌مان را با گیاهان تزیین کنیم؟
5 راز ویژه برای موفقیت خانم‌ها در موقعیت‌های کاری
بیوگرافی کامل ارشا اقدسی؛ از بدلکاری تا هنرپیشگی
جنایت برای تصاحب ارثیه100میلیونی
قتل به خاطر دختری در ماشین
اعترافات عامل تجاوز به دختران مسافر
شوهرم با زن خیانتکار فرار کرد
فوتبالیست تحصیلکرده سارق مسلح شد
عکس‌هایی از خانه تیلور سوئیفت
دمنوش آویشن چه خاصیت‌هایی دارد؟
با خاصیت میوه‌های پاییزی آشنا شوید
کدام اشتباهات همسر خود را باید ببخشیم و کدام‌ها را نباید ببخشیم؟
گودبای پمپرز و تاتی‌پارتی؛ جشن‌های لاکچری که به‌تازگی مد شده‌اند
این 10 زن ثروتمندترین‌های جهان در سال جاری هستند
عکس/ شراره رخام و مساله انواع خودکشی
کارگردان فیلم هشتگ پاسخ داد: چرا هشتگ بعد از 2 سال اکران شد؟
تایید حکم اعدام «سلطان سکه» و متهم ردیف دوم پرونده مفسدان اقتصادی
عکس‌های لیندا کیانی در حال بازی بسکتبال
عکس / تصادف عجیب خانم بازیگر
اسیدپاشی پس از دیدن فیلم روی پرده سینما
تصاویر فوق‌العاده از دره چاکرود در استان گیلان
مروری بر کارنامه امیر جدیدی؛ ستاره تازه سینما
بیوگرافی کامل آل پاچینو؛ سلطان بازیگری
آشپزی / طرز تهیه میرزاقاسمی و نحوه سرو آن
ازدواج‌های اینترنتی چه نتایجی دارد؟
فیلم / استندآپ کمدی علی صبوری در حضور رییس سازمان صدا و سیما
فرارعاشقانه‌برای‌ازدواج باپسر افغان
خواسته بیشرمانه با فیلم‌های مخفیانه
جزییات فجیع از جنایت مرد‌ بوکسور
بیوگرافی کامل رویا تیموریان
شناسایی جسد با خواب‌دیدن مادرش
10 بازیگر مرد برتر سینمای بعد از انقلاب
این زیور آلات سرطان‌زا هستند
دختران و پسران جوان؛ اسیر روابط بلاتکلیف
زن و شوهر نخبه از عشق به نفرت رسیدند
مرگ دلخراش ملکه زیبایی روس
رئیس محیط زیست: آلودگی هوا در راه است
معرفی کامل4 وزیر پیشنهادی روحانی که یکشنبه به مجلس معرفی می‌شوند
عکس/ بهنام بانی کنار آبشار نیاگارا
زن ۴۰ ساله‌ ۴۴ بچه به دنیا آورده
هزینه 12 میلیاردی برای ساخت فصل اول شهرزاد؛ سوپراستارها ماهانه 25 میلیون تومان دستمزد می‌گرفتند
اعتراف فرهاد آییش به دلیل اصلی ترس از بچه‌دار شدن
گزارشی از تولید لامبورگینی ایرانی که با اصل‌اش مو نمی‌زند
مسمومیت الکلی این بار در بندرعباس / یک نفر فوت کرد و 8 نفر دیالیز شدند
عباس آخوندی، وزیر راه، متن استعفای خود را منتشر کرد
آیا مرگ زن، «مهریه» را ساقط می‌کند؟
این خوراکی‌ها منبع ویتامین دی هستند
جلال مقامی:حالم خوب است اما حوصله و توان سرکار رفتن را ندارم
قاچاق الکل تا ۵۰ سال حبس دارد
دیرغذا نخورید، چاق می شوید
عربستان به قتل خاشقجی اعتراف و افسران اطلاعاتی را برکنار کرد
داستان‌های شاهنامه/ تولد کیخسرو و بزرگ‌شدن او نیز چوپانان
برای صبحانه چه چیزهایی بخوریم؟
عناوین امتحان نهایی پایه دوازدهم اعلام شد + فهرست دروس
اینجا؛ بزرگ‌ترین رستوران زیر آبی جهان
چگونه با بیماری ام اس کنار بیاییم ؟
آشپزی / با انواع پاستاهای ایتالیایی آشنا شوید
چای سبز چه خاصیت‌هایی دارد؟
مصاحبه با بوکسوری که 4نفر را کشت
دام قرار شبانه2دختر با پسر جوان
درخواست فرزندان برای اعدام پدر
عضو باند یاکوزای ژاپن در تهران به قصاص محکوم شد
بوکسور معروف چرا 2 دخترش و پدر ومادر همسرش را کشت؟
علی ضیا در برابر مهمان فرمول یک، گوشه رینگ قرار گرفت
آیا شما هم به حسادت عاشقانه مبتلا هستید؟
کد خبر: 114659 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۱۵ - 11:26
زری‌خوشکام: علی‌حاتمی ازمن این‌جوری خواستگاری کرد:زن‌من‌می‌شی؟

زری‌خوشکام: علی‌حاتمی ازمن این‌جوری خواستگاری کرد:زن‌من‌می‌شی؟

آشنایی من و علی حاتمی از اواخر سال ۴۹ آغاز شد. آقای محمدعلی فردین در تدارک تهیه فیلم «مترسک» بود که کارگردانی آن بر ‌عهده علی بود. شخصیت اصلی فیلم زن بود و ۷ بازیگر مرد داشت که یکی از نقش‌ها را هم قرار بود خود مرحوم فردین بازی کند.

دوات آنلاین-روزنامه شرق، مصاحبه احمدطالبی‌نژاد با زری خوشکام همسر زنده یاد علی حاتمی را منتشر کرده است. زری خوشکام در این گفت‌وگو به خاطره اولین همکاری با علی حاتمی و سپس ازدواج با او پرداخته است.

 

بخشی از مصاحبه را می‌خوانید:

 

علاقه‌مندی شما به علی حاتمی و بالعکس از کجا شکل گرفت که به ازدواج هم انجامید؟

آشنایی من و علی حاتمی از اواخر سال ۴۹ آغاز شد. آقای محمدعلی فردین در تدارک تهیه فیلم «مترسک» بود که کارگردانی آن بر ‌عهده علی بود. شخصیت اصلی فیلم زن بود و ۷ بازیگر مرد داشت که یکی از نقش‌ها را هم قرار بود خود مرحوم فردین بازی کند. تصمیم علی این بود که ترکیب بازیگران تلفیقی از هنرمندان تئاتر و سینما باشد. برای بازیگر زن هم دنبال چهره تقریبا ناشناخته یا کم‌تر دیده‌شده‌ای بود. یک روز با آقای احمد شیرازی که قبلا با او فیلم «کلبه آن سوی رودخانه» را کار کرده بودم، در ماشین مشغول گفت‌وگو درباره انتخاب بازیگر بودند که تصویر من را روی جلد مجله ستاره سینما می‌بینند و به ایشان می‌گویند چنین چهره‌ای برای این نقش می‌خواهند. سؤال می‌کنند این بازیگر ایرانی است یا ایتالیایی و الان کجاست. آقای شیرازی اعلام می‌کنند پیش از این با من همکاری داشته‌اند. آن ایام من در اسالم و لوکیشن فیلم رضا میرلوحی (تپلی) که یک کارخانه چوب‌بری بود، حضور داشتم و چند روزی به تهران آمده بودم که از طرف آقای فردین به دفتر کارشان دعوت شدم. برای اولین‌بار آقای حاتمی را در آنجا دیدم. این دیدار صرفا جلسه معارفه و آشنایی بود و خیلی جدی درباره کار صحبت نکردیم، حتی خلاصه قصه را‌ هم برای من تعریف نکردند. جلسه به دلیل دندان‌درد علی حاتمی و قرار دندان‌پزشکی ایشان نیمه‌کاره ماند و مابقی صحبت‌ها به جلسه بعدی موکول شد.

 

در جلسه دوم آقای حاتمی قصه را برایم تعریف کردند، خیلی خوشم آمد، اما گفتم این روزها درگیر کار آقای میرلوحی در اسالم هستم. ایشان هم اطمینان دادند که لوکیشن «مترسک» قرار است همان‌جا باشد. آن روزها آقای فردین به صورت هم‌زمان در تدارک ساخت ۲ فیلم بود، کارگردانی یکی با علی حاتمی بود و دیگری (راز درخت سنجد) با جلال مقدم. تیم آقای مقدم در «هتل قاضیان» ساکن شده بود و ما در «هتل بندر انزلی». یک روز بعدازظهر آقای حاتمی و آقای شیرازی به اسالم و لوکیشن فیلم «تپلی» آمدند و از من خواستند بعد از پایان کار آن‌ها را همراهی کنم و یک جلسه روخوانی در هتل محل استقرار گروه داشته باشیم. بعد از کار به بندر انزلی رفتم و آقای حاتمی دوباره داستان را تعریف کردند و درباره نقش‌ها توضیح دادند.

 

دو، سه روز بعد دوباره به محل استقرار تیم تولید «مترسک» دعوت شدم. قرار بود بخشی از صحنه‌های مربوط به حضور من فیلم‌برداری شود. بخش‌هایی از کار گرفته شد و همه‌چیز طبق برنامه به خوبی و خوشی پیش رفت. فردای آن روز اما آقای حاتمی سر صحنه نیامد و فقط آقای شیرازی، من، آقای کسبیان و یکی، دو نفر دیگر سر صحنه حاضر شدیم، من گفتم تا زمانی که کارگردان نباشد، کار نمی‌کنم. وسایل را جمع کردیم و به هتل برگشتیم. موقع شام آقای حاتمی سؤال کردند که چرا کار نکردید و من هم گفتم تا کارگردان نباشد، من کار نمی‌کنم، اگر قرار است کار بدون حضور شما انجام شود به من هم بگویید تا درباره ادامه همکاری تصمیم بگیرم. گفتند راجع به این موضوع بعد از شام و کنار ساحل صحبت کنیم. آن‌ شب توضیح دادند که دلیل غیبت امروزشان اختلاف‌نظر کوچکی با فردین بوده که برطرف شده و از فردا همه‌چیز طبق روال پیش خواهد رفت. با اطمینان از حضور آقای حاتمی، طبق برنامه ۵ صبح از خواب بیدار شدیم و به سمت لوکیشن حرکت کردیم. آن زمان همه‌چیز، از گریم گرفته تا وسایل و لباس و... برعهده بازیگر بود. سر صحنه بعد از هماهنگی لباس که خود آقای حاتمی و کامران قدکچیان برعهده داشتند، نوبت به کلاه‌گیس که رسید، من متوجه شدم فراموش کرده‌ام آن را از هتل بردارم. فاصله لوکیشن تا هتل حدود یک‌ساعت‌ونیم بود. آقای حاتمی بلافاصله از آقای افشار (مدیر تهیه) خواستند که هرچه سریع‌تر کلاه‌گیس من را از هتل بیاورند. منتظر بازگشت آقای افشار بودیم که در همین حین آقای فردین به لوکیشن رسیدند و گفتند چرا کار نمی‌کنید، همه‌چیز که حاضر است؟ آقای حاتمی ایشان را کنار کشیدند و در حال توضیح برای دلیل این تعلل بودند که یک‌دفعه صدای آقای فردین بلند شد که «معلوم است وقتی کارگردان بازیگرش را تا ۱۲ شب می‌برد لب دریا، بازیگر یادش می‌رود که کلاه‌گیسش را بیاورد». پیش از این اتفاق، آقای فردین بعد از جلسات نشست و روخوانی به من گفته بودند که از نگاه‌ها و توجه علی حاتمی متوجه علاقه‌شان به من شده‌اند. گفتند مراقب باشم، چون می‌ترسیدند که این علاقه‌مندی موجب برهم‌خوردن برنامه تولید فیلم شود. بعد از توصیه فردین، من هم دقت کردم و فهمیدم حدس‌های ایشان درست بوده و این علاقه شروع شده است (با خنده). خلاصه این‌که آن روز اوج عصبانیت آقای فردین بود و گفتند اصلا بساط فیلم را جمع کنید. همه ما ناراحت از این‌که کار انجام نمی‌شود، چاره‌ای نداشتیم جز اطاعت از ایشان. همه وسایل و گروه را جمع کردیم و طبق دستورشان همان روز به سمت تهران حرکت کردیم. خودشان که درگیر فیلم آقای مقدم بودند، همان‌جا ماندگار شدند. من به همراه علی حاتمی و کامران قدکچیان به سمت تهران حرکت کردیم. در میانه راه برای رفع خستگی پیاده شدیم و در حال قدم‌زنی بودیم که آقای حاتمی بی‌مقدمه به من گفتند: «زن من می‌شی؟» لحن و فضای طنز کلامشان را حس کردم و من هم در پاسخ به شوخ‌طبعی ایشان بلافاصله گفتم: «بله». از فردای روزی که به تهران برگشتیم، حدود یک هفته تا ۱۰ روز برای آشنایی بهتر با هم قرار ملاقات و شناخت بیشتر داشتیم، من هم درباره احساسم نسبت به حاتمی به اطمینان رسیدم و در نهایت ایشان به شکل جدی اعلام کردند که قصد دارند برای خواستگاری به خانه‌مان بیایند.

 

خانواده شما و به‌خصوص پدرتان مخالفت یا شرطی برای ازدواج نداشتند؟

شروطی را گذاشتند که علی با جان و دل قبول کرد، از او خواست که دیگر فعالیتی در سینما نداشته باشم و ایشان هم قبول کردند که فقط در فیلم‌های خودشان حضور داشته باشم. پدرم از ابتدا با ورود من به سینما مخالف بود آن‌روزها اغلب بزرگ‌ترها سینما را جایی ناامن برای فرزندانشان می‌دانستند. وقتی وارد سینما شدم حتی برادرم قهر کرد و بعد از ازدواج با علی با من آشتی کرد. من و علی همان روز خواستگاری حلقه‌مان را خریده بودیم و وقتی پدرم نظر مثبتش را اعلام کرد با اشاره علی بی‌معطلی به طبقه دوم خانه رفتم و از اتاقم حلقه‌هایمان را آوردم. پدرم هم شاکی و ناراحت شد که «پس بفرمایید این مراسم فرمالیته بوده و...» ما هم خجالت‌زده سر به زیر انداختیم و سکوت کردیم. یک هفته مشغول تدارک لباس و مراسم بودیم و بعد هم مراسم عقد خصوصی فامیلی برگزار کردیم. روحشان شاد فقط ناصر ملک‌مطیعی و آقای علی عباسی در مراسم حضور داشتند. آن روز آقای مطیعی سر میزان مهریه‌ای که مادرم اصرار داشت حتما ۵۰۰ هزارتومان باشد، کلی با مادرم چانه زدند. آقای فردین هم که قهر کرده بود و در شمال مانده بود. این‌طور شد که من و علی با هم ازدواج کردیم و زندگی‌مان شروع شد.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.