• ۱۳۹۷ سه شنبه ۲۴ مهر
  • اِثَّلاثا ٥ صفر ١٤٤٠
  • Tuesday 16 Oct 2018
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

گالری عکس بازیگر نقش اوک نیو
گفت‌وگو با شاهین ایزدیار، مایکل فلپس ایرانی:٣٠٠ سکه می‌گیرم اما حقم بیشتر است
معروف‌ترین آب گرم‌های ایران
قتل همسر به‌خاطر اجراگذاشتن مهریه
عکسی از یکتا ناصر و دختر 22 ماهه‌اش
ربوده شدن 14 نفر لز نیروهای بسیجی هنگ مرزی میرجاوه
داستان‌های شاهنامه / عبور سیاوش از آتش و رفتن او به جنگ با افراسیاب
طرز تهیه بستنی خانگی بدون دستگاه
آشپزی / دستور پخت 3 نوع کوفته منحصر به فرد
قتل؛ پایان عشق به زن متاهل
تجربه‌های سیاه دختر فراری 16ساله
آرایشگاه معروف، عروس خانم را کچل کرد
پانچ‌ها؛ پوششی زیبا برای فصل سرد
سارقان سحرخیز، صبح‌های زود 30 فقره سرقت انجام دادند
تماشای این مناظر را از دست ندهید
گفت‌وگو با آبدارچیِ سلبریتی در اینستاگرام
گفت‌وگوی خواندنی و مهییج با پدر شعبده‌بازی ایران
تازه‌ترین گزارش از پرونده تجاوز به دختران در ایرانشهر
این غذاها مرگبار است؛ اگر جان‌تان را دوست دارید، نخورید
طلبکاران از دختری فیلم سیاه گرفتند
همه آنچه درباره علایم و دلایل کم‌خونی و راه درمان طبیعی آن باید بدانید
ازدواج باید عاقلانه باشد یا عاشقانه؟
5 بیماری که همیشه مردان را تهدید می‌کند
حاشیه‌های فیش نجومی یک مدیر
عکس جالب توجه علیرضا فغانی در سئول
مهران مدیری برای نمایش خانگی سریال می‌سازد
همکاری مشترک آمیتاب ‌باچان و عامرخان در «قاتلان هندوستان» رکوردشکن خواهد شد؟
مردی با۵۶ فرزند و300 نوه
چگونه سابقه چک‌های برگشتی را بگیرید؟
تخلیه ساختمان سفارت ایران در آنکارا در پی تهدید به بمب‌گذاری
سارق خودرو حین فرار باعث مرگ فرزندش شد
فیلم/ روش نگهداری از کاکتوس در خانه
شکستن قولنج چه خطراتی دارد
سریال حوالی پائیز بعد از دلدادگان پخش می‌شود
توضیحات پزشکی قانونی درباره پرونده دنیا ویسی
انتقام آتشین خواستگار کینه‌جو
غلظت گرد و غبار در آبادان و حمیدیه دهها برابر حد مجاز
رسول نجفیان: شهرت، جنبه می‌خواهد
اعدام عاملان 2جنایت بی‌رحمانه
داماد مزاحم‌تلگرامی مادرزن بود
عاقبت ازدواج زن مطلقه با پیرمرد
ربودن دختری برای تهیه فیلم سیاه
دختر منشی از حساب مدیر شرکت سرقت سریالی می‌کرد
داستان‌های شاهنامه / مکر و حیله سودابه علیه سیاوش
هانیه توسلی و نگار جواهریان در قابی عجیب
این ادویه‌ها وزن را کم می‌کنند
ناهار لاکچری کنار شیرها به قیمت یک میلیون و 700 هزار تومان
تولد ۲۱۸۷ نوزاد لاکچری در تاریخ طلایی ۷مهر
گفت‌وگو با زن و شوهر نابینایی که گزارشگر و نویسنده برنامه‌های رادیویی هستند
گزارشی تکاندهنده از دخترانی که در کودکی عروس می‌شوند
تولید دستمال کاغذی و پوشک شبانه‌روزی شد
فرمول‌هایی برای این‌که زن و شوهر خوشبخت باشیم
شهردار بعدی تهران کیست؟
شاهرخ استخری، بازیگر نقش هاتف در سریال دلدادگان: بعد از فاش‌شدن مامور بودن امیر غافلگیری‌های بیشتری در راه است
وام ۳۰۰ میلیون دلاری بانکی با مدارک جعلی
جهانگیری: برای فروش نفت شرکای جدید پیدا کرده‌ایم
احتمال کاهش ۴۰ درصدی قیمت موبایل
نقدی بر فیلم کوپال؛ به‌عنوان فیلمی متفاوت
تعداد جانباختگان الکل در استان البرز به 25 نفر رسید
خطرات محصولات تقویت جنسی
این ستارگان زن سینما فراموش شده‌اند
این پسر 5 ساله از خرداد ماه گمشده است؛ او را ندیده‌اید؟
این قاتل فراری را شناسایی کنید
شکار خرس برای کباب کردن
غذاهایی برای سوزاندن چربی‌ شکم
بیوگرافی کامل مریلا زارعی
موافقت هووها باازدواج سوم شوهر
روابط نامشروع پدر؛انگیزه 2جنایت
فرجام تلخ عشق خیابانی یک زن
نقدی بر فیلم عرق سرد ؛ جدایی یاسر از افروز
کد خبر: 114468 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۳ - 15:16
پیشنهاد بی‌شرمانه مرد به همسرش

پیشنهاد بی‌شرمانه مرد به همسرش

شوهرم نه تنها به وعده های قبل از ازدواج مان برای نگهداری دخترم عمل نکرد بلکه دخترش را هم پیش مادرش نفرستاد. از همه بدتر فهمیدم که او با دوستانش در زمینه قاچاق عتیقه فعالیت دارد و شغل اش برای سرپوش گذاشتن روی کارهای مجرمانه شان است.

دوات آنلاین-زنی که به دنبال پیشنهاد بی‌شرمانه شوهرش از خانه فرار کرده است داستان زندگی اش را تعریف کرد.

 

این زن به گفته خودش از شوهران به اصطلاح سایه سرش، جز سردی و تاریکی چیزی به ارث نبرد و مدام زیر قدم های بی تدبیری و شرارت شان لگد مال شد و زخم برداشت. تازه از زندگی شوهر اول اختلاس‌گر و سارقش بیرون آمده بود که در دام یک مار خوش خط و خال دیگر افتاد و روزگارش بدتر از قبل شد.

 

زن استخوان ترکانده که خراش و جراحات روحی زیادی از همسرانش برداشته است می گوید: هنوز از دام و تارهای چسبناک شوهر اولم رهایی نیافته بودم که گیر یک مرد بی قید و بند دیگر افتادم. شوهر اولم اختلاس گر و دزد ماهری بود که دست از کارهای زشتش برنمی داشت و مدام با نارفیق هایش نقشه دزدی و اختلاس از خانه ها و بانک ها می کشیدند و آخرش با نفرین و آه مردم در چنگ قانون می افتادند. هر طور بود خودم را از تارهای چسبناک در هم تنیده شوهر دزدم خلاص کردم و با گرفتن حضانت تنها دخترم طلاقم را از او گرفتم.

 

مدتی تنها زندگی کردم تا این که روزی از طریق خواهر شوهرم با همسر دومم آشنا شدم. خواستگارم در ظاهر یک بنگاه خرید و فروش خودرو داشت اما مثل یک مار خوش خط و خال، باطن زهر آگین اش را پنهان کرده بود. خواستگار دومم مثل من زندگی ناموفقی را تجربه کرده بود و از زن اولش یک دختر داشت و به من قول داد فرزندم را مانند دخترش تر و خشک خواهد کرد و از او پشتیبانی می کند. او همچنین قول داد بعد از ازدواج مان دخترش را پیش مادرش می فرستد.

 

همه چیز در ظاهر خوب پیش می رفت تا این که سر سفره عقد برای بار دوم نشستم تا شاید این بار سایه سرم به زندگی ام گرما ببخشد. بعد از گذشت چند صباحی از زندگی مشترک مان به دلایلی شوهرم هوس ترک دیار کرد و به ناچار در یک شهر غریب ساکن شدیم. مدتی گذشت شوهرم نه تنها به وعده های قبل از ازدواج مان برای نگهداری دخترم عمل نکرد بلکه دخترش را هم پیش مادرش نفرستاد. از همه بدتر فهمیدم که او با دوستانش در زمینه قاچاق عتیقه فعالیت دارد و شغل اش برای سرپوش گذاشتن روی کارهای مجرمانه شان است.

 

وقتی به او اعتراض می کردم با الفاظ رکیک پاسخ مرا می داد و به شدت من را به باد کتک می گرفت به طوری که از هوش می رفتم.

 

به ناچار دخترم را از خودم راندم و پیش مادرم فرستادم. بعد از مدتی متوجه شدم زن اول شوهرم به خاطر بی محلی و رفتار های خشن او به رابطه خیابانی رو آورده بود و برای همین شوهرم به همه زن ها شک داشت و مدام من را شکنجه می داد که مبادا دست از پا خطا کنم. شوهرم اصلا در قید و بند اخلاق نبود و اکثر اوقات نوشیدنی های الکلی مصرف می کرد و بابت این کارش روز به روز بر وحشتم افزوده می شد. آزار و شکنجه روحی و جسمی شوهر قاچاقچی ام ادامه داشت تا این که متوجه شدم سه ماهه باردار هستم و به خاطر این ماجرا بدجوری دلهره وجودم را گرفته بود و جرئت گفتن این موضوع را به شوهرم نداشتم.

 

روزی مادر شوهرم متوجه شد باردار هستم و مانند یک حیوان وحشی به جانم افتاد و با زدن یک آمپول قصد سقط بچه را داشت که نشد و جنین داخل شکم ام ناقص شد و بعد از مدتی مرده به دنیا آمد. به خاطر این کار مادر شوهرم به شدت حالم خراب شد و خیلی جدی آسیب دیدم و چند ماهی در بیمارستان بستری شدم.

 

بعد از بهبودی دوباره پا در خانه وحشت شوهرم گذاشتم و او نه تنها دست از کارهای پلیدش بر نداشته بود بلکه مثل گرگ درنده مدام به من حمله ور می شد. این داستان غم انگیزم ادامه داشت تا این که یک شب که شوهرم دوستانش را به خانه دعوت کرده بود پیشنهاد بی شرمانه ای به من داد و از من خواست با دوستانش رابطه داشته باشم و قید رابطه زناشویی ام را بزنم. با شنیدن این جملات وهم گونه و ترسناکش وحشت کردم و با جار و جنجال خودم را از دام شیطانی شوهرم خلاص کردم و از خانه بیرون زدم. وحشت تمام وجودم را گرفته بود و جرئت بازگشت به خانه را نداشتم و تصمیم گرفتم به قانون پناه بیاورم و با طرح شکایت از شوهر فاسدم جدا شوم و پیش تنها دخترم برگردم.

 

منبع: رکنا

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.