• ۱۳۹۷ يکشنبه ۲۵ آذر
  • اِلأَحَّد ٧ ربيع الثاني ١٤٤٠
  • Sunday 16 Dec 2018
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

معرفی کامل شرکت‌کنندگان و گروه‌های مسابقه ادابازی خندوانه
شبنم فرشادجو: 40 سالم شده، دوست دارم ازدواج کنم
اخاذی از پزشکان با فیلم‌های سیاه
تاریخ حراج موزه «دورهمی» هنوز مشخص نیست
افشاگری مریم کاویانی درباره نحوه انتخاب بازیگران سینما
دمنوش‌هایی برای فصل زمستان
چه نوع بوت‌هایی برای شما مناسب است؟
5 ویژگی خانواده‌های موفق
علل و علایم بروز سکته مغزی
معرفی کامل مکان‌های دیدنی شهر رامسر
نقد فیلم بمب؛ یک عاشقانه/ عشق و حسرت زیر بمباران تهران
آشپزی/ طرز تهیه پنکیک کره‌ای
معمای مرگ مرموز پسر دانش آموز
قتل در جریان معامله عتیقه
آیا به خواستگاری مردی که قبلا طلاق گرفته جواب مثبت بدهیم؟
فرار از شکنجه‌گاه شوهر
2عکس‌جالب‌از آنانعمتی ومهناز افشار‌
دختران پدرشان را اعدام کردند
سرقت‌های مسلحانه برای تأمین هزینه ازدواج
مهدیه ‌نساج ، بازیگر نقش اول زن سریال مینو: شخصیت خودم شبیه به مینو است
نقشه فراری‌دادن مجرم‌بزرگ اقتصادی
توضیح هومن حاجی عبداللهی درباره سریال نوروزی «ن-خ»
سریال حوزه استحفاظی ؛ سریال نوروزی شبکه 3
نقش نعیمه نظام دوست در سریال نوروزی «ن-خ» چیست؟
جزییات کامل از سریال «ن-خ» به‌عنوان سریال نوروزی شبکه یک در عید 98+ بازیگران
طلاقی توافقی که ۵۷۰ میلیون دلار آب می‌خورد
اعدام برای نویسنده متجاوز به دختران
جنایت به‌خاطر زن صیغه‌ای
نیکی نصیریان ، بازیگر نقش آهو در سریال بانوی عمارت: آهو به چیزی که می‌خواهد می‌رسد
تلاش پریناز ایزدیار برای حمایت از پرندگان مهاجر
حسن فتحی به دنبال ساخت شهرزاد 4
آشپزی/ دستور پخت بیف استراگانف با اسپاگتی
در 10 دقیقه آرایش کنید
انار چه خاصیت‌هایی دارد؟
جدیدترین اس‌ام‌اس‌ها برای شب یلدا
آشپزی/ طرز تهیه ژله هندوانه‌ای مخصوص شب یلدا
آلبومی از زیباترین و جدیدترین مدل‌های تزیین هندوانه برای شب یلدا
چگونه شوهرمان را عاشق خود کنیم؟
همه آنچه درباره غار علیصدر باید بدانید
شایعاتی درباره ازدواج بهنوش طباطبایی
نقدی بر فیلم همه می‌دانند ؛ اصغر فرهادی در دام تکرار
برگزاری عروسی 100 میلیون دلاری در هندوستان
تازه‌ترین عکس‌ها از سلبریتی‌ها
فرجام تلخ عشق نوجوانی
تجاوز؛پایان دوستی خیابانی
قتل همسر10روز پس از تولد فرزند
نجات‌بچه10ساله‌ازعقد‌بامرد70 ساله
بازیگرانی با دستمزد‌های ۳۰ هزار تومانی
فیلم/معرفی شرکت‌کنندگان و گروه‌های مسابقه ادابازی خندوانه + پشت صحنه
بیوگرافی و کارنامه مالک سراج بازیگر نقش جلال در سریال مینو
نقدی بر سریال بی قرار ؛ یک سریال کاملا زنانه
متن افشین هاشمی برای حسین محب اهری
معرفی ارگ‌های دیدنی و تاریخی شهر اصفهان
راهنمای خرید بهترین کادو برای خانم‌‌ها
آشپزی/ دستور پخت نخودپلو غذایی کاملا گیاهی
راهنمای خرید بهترین کادو برای مردان
شناخت شخصیت از روی میوه مورد علاقه
سرباز ٢٠ ساله با اهدای عضو جان 3 نفر را نجات داد
داستان‌های شاهنامه/ کشته‌شدن رستم به‌دست برادرش شغاد
نقدی بر فصل جدید خندوانه / شگردهایت را تغییر بده رامبدجان
آیا پیتزا اعتیادآور است؟
گفت‌وگو با ناصر محمدخانی که در 59 سالگی دوباره پدر شد
برادرم مرا فروخت
رامتین خداپناهی توضیح داد: نقش میرزا اسد را در سریال بانوی عمارت چگونه بازی کردم؟
سریال مینو چگونه ساخته شد؟
بابک زنجانی پس از بازگرداندن پول اعدام می‌شود
گردنبند سه زنجیره، زیوری خاص برای خانم‌ها
بهترین رنگ برای آشپزخانه از نظر روانشناسی
آشپزی/ طرز تهیه سیب زمینی تنوری با سس آلفردو
حکایت‌های مثنوی/ کندن خشت غرور برای رسیدن به حقیقت
کد خبر: 114468 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۳ - 15:16
پیشنهاد بی‌شرمانه مرد به همسرش

پیشنهاد بی‌شرمانه مرد به همسرش

شوهرم نه تنها به وعده های قبل از ازدواج مان برای نگهداری دخترم عمل نکرد بلکه دخترش را هم پیش مادرش نفرستاد. از همه بدتر فهمیدم که او با دوستانش در زمینه قاچاق عتیقه فعالیت دارد و شغل اش برای سرپوش گذاشتن روی کارهای مجرمانه شان است.

دوات آنلاین-زنی که به دنبال پیشنهاد بی‌شرمانه شوهرش از خانه فرار کرده است داستان زندگی اش را تعریف کرد.

 

این زن به گفته خودش از شوهران به اصطلاح سایه سرش، جز سردی و تاریکی چیزی به ارث نبرد و مدام زیر قدم های بی تدبیری و شرارت شان لگد مال شد و زخم برداشت. تازه از زندگی شوهر اول اختلاس‌گر و سارقش بیرون آمده بود که در دام یک مار خوش خط و خال دیگر افتاد و روزگارش بدتر از قبل شد.

 

زن استخوان ترکانده که خراش و جراحات روحی زیادی از همسرانش برداشته است می گوید: هنوز از دام و تارهای چسبناک شوهر اولم رهایی نیافته بودم که گیر یک مرد بی قید و بند دیگر افتادم. شوهر اولم اختلاس گر و دزد ماهری بود که دست از کارهای زشتش برنمی داشت و مدام با نارفیق هایش نقشه دزدی و اختلاس از خانه ها و بانک ها می کشیدند و آخرش با نفرین و آه مردم در چنگ قانون می افتادند. هر طور بود خودم را از تارهای چسبناک در هم تنیده شوهر دزدم خلاص کردم و با گرفتن حضانت تنها دخترم طلاقم را از او گرفتم.

 

مدتی تنها زندگی کردم تا این که روزی از طریق خواهر شوهرم با همسر دومم آشنا شدم. خواستگارم در ظاهر یک بنگاه خرید و فروش خودرو داشت اما مثل یک مار خوش خط و خال، باطن زهر آگین اش را پنهان کرده بود. خواستگار دومم مثل من زندگی ناموفقی را تجربه کرده بود و از زن اولش یک دختر داشت و به من قول داد فرزندم را مانند دخترش تر و خشک خواهد کرد و از او پشتیبانی می کند. او همچنین قول داد بعد از ازدواج مان دخترش را پیش مادرش می فرستد.

 

همه چیز در ظاهر خوب پیش می رفت تا این که سر سفره عقد برای بار دوم نشستم تا شاید این بار سایه سرم به زندگی ام گرما ببخشد. بعد از گذشت چند صباحی از زندگی مشترک مان به دلایلی شوهرم هوس ترک دیار کرد و به ناچار در یک شهر غریب ساکن شدیم. مدتی گذشت شوهرم نه تنها به وعده های قبل از ازدواج مان برای نگهداری دخترم عمل نکرد بلکه دخترش را هم پیش مادرش نفرستاد. از همه بدتر فهمیدم که او با دوستانش در زمینه قاچاق عتیقه فعالیت دارد و شغل اش برای سرپوش گذاشتن روی کارهای مجرمانه شان است.

 

وقتی به او اعتراض می کردم با الفاظ رکیک پاسخ مرا می داد و به شدت من را به باد کتک می گرفت به طوری که از هوش می رفتم.

 

به ناچار دخترم را از خودم راندم و پیش مادرم فرستادم. بعد از مدتی متوجه شدم زن اول شوهرم به خاطر بی محلی و رفتار های خشن او به رابطه خیابانی رو آورده بود و برای همین شوهرم به همه زن ها شک داشت و مدام من را شکنجه می داد که مبادا دست از پا خطا کنم. شوهرم اصلا در قید و بند اخلاق نبود و اکثر اوقات نوشیدنی های الکلی مصرف می کرد و بابت این کارش روز به روز بر وحشتم افزوده می شد. آزار و شکنجه روحی و جسمی شوهر قاچاقچی ام ادامه داشت تا این که متوجه شدم سه ماهه باردار هستم و به خاطر این ماجرا بدجوری دلهره وجودم را گرفته بود و جرئت گفتن این موضوع را به شوهرم نداشتم.

 

روزی مادر شوهرم متوجه شد باردار هستم و مانند یک حیوان وحشی به جانم افتاد و با زدن یک آمپول قصد سقط بچه را داشت که نشد و جنین داخل شکم ام ناقص شد و بعد از مدتی مرده به دنیا آمد. به خاطر این کار مادر شوهرم به شدت حالم خراب شد و خیلی جدی آسیب دیدم و چند ماهی در بیمارستان بستری شدم.

 

بعد از بهبودی دوباره پا در خانه وحشت شوهرم گذاشتم و او نه تنها دست از کارهای پلیدش بر نداشته بود بلکه مثل گرگ درنده مدام به من حمله ور می شد. این داستان غم انگیزم ادامه داشت تا این که یک شب که شوهرم دوستانش را به خانه دعوت کرده بود پیشنهاد بی شرمانه ای به من داد و از من خواست با دوستانش رابطه داشته باشم و قید رابطه زناشویی ام را بزنم. با شنیدن این جملات وهم گونه و ترسناکش وحشت کردم و با جار و جنجال خودم را از دام شیطانی شوهرم خلاص کردم و از خانه بیرون زدم. وحشت تمام وجودم را گرفته بود و جرئت بازگشت به خانه را نداشتم و تصمیم گرفتم به قانون پناه بیاورم و با طرح شکایت از شوهر فاسدم جدا شوم و پیش تنها دخترم برگردم.

 

منبع: رکنا

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.