• ۱۳۹۷ پنج شنبه ۲۲ آذر
  • اِلخَميس ٤ ربيع الثاني ١٤٤٠
  • Thursday 13 Dec 2018
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

رامتین خداپناهی توضیح داد: نقش میرزا اسد را در سریال بانوی عمارت چگونه بازی کردم؟
سریال مینو چگونه ساخته شد؟
بابک زنجانی پس از بازگرداندن پول اعدام می‌شود
گردنبند سه زنجیره، زیوری خاص برای خانم‌ها
بهترین رنگ برای آشپزخانه از نظر روانشناسی
آشپزی/ طرز تهیه سیب زمینی تنوری با سس آلفردو
حکایت‌های مثنوی/ کندن خشت غرور برای رسیدن به حقیقت
نقدی بر فصل ششم برنامه خندوانه ؛ انتظار برای اتفاقی تازه
کبد چگونه چرب می‌شود؟
فیلم/ مصاحبه تماشایی نصراله رادش با برنامه حالا خورشید
گلستان سعدی/ ارزش خردمندان
با دخالت‌های خانواده همسرم چه کنیم؟
گزارش میدانی ازشیوع مصرف قلیان در بین دختران
فیلم/ مهریه نمایندگان مجلس و همسران‌شان چقدر است؟
عکس‌و دلنوشته تازه 3زن سلبریتی
خیانت به شوهر از شب ازدواج
۱۰عکس‌برترامسال نشنال‌جئوگرافیک
چگونه بر شهوت غلبه کنیم؟
رازقتل راننده تاکسی اینترنتی
هنرمندانی‌که‌درجوانی‌همسرشان‌فوت شد
امروز با حافظ/ مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد
معرفی سریال نوروزی شبکه یک در عید 98
مهرانه مهین ترابی: در کارهای ناامیدکننده و تاریک بازی نمی‌کنم
دستگیری قاتل پیرمرد بعد از 990 روز تحقیقات
اعترافات تکان‌دهنده قاتل یک پرسپولیسی‌‌
ناگفته‌هایی از سریال بانوی عمارت از زبان رامتین خداپناهی، بازیگر نقش میرزا اسد شالچی
آشپزی/ نحوه آماده کردن ته دیگ زعفرانی
خبرهای تازه از پریناز ایزدیار، امیر کربلایی زاده، سارا خوئینی‌ها و...
هندوانه چه خاصیت‌هایی دارد؟
حکایت‌های مثنوی/ فیل در تاریکی
گلستان سعدی/ دزد در خانه مرد پارسا
سوالاتی که دختران و پسران باید قبل از ازدواج از هم بپرسند
قتل در تهران دستگیری در ترکیه
3باراهدای‌تخمک به‌خاطراعتیاد شوهر
شک‌خونین به‌رابطه‌همسربامرد90 ساله
اعترافات تکاندهنده دختران معتاد
عکس‌های پاییزی از4بانوی سلبریتی
دام سیاه برای زن مطلقه به‌بهانه لاغری
آخرین وضعیت بازار خودرو بعد از اصلاح قیمت‌ها
امروز با حافظ/ به تماشای تو آشوب قیامت برخاست
معرفی کامل و نقد فیلم مارموز ساخته کمال تبریزی
اسرار 4برج فوق لاکچری تهران
نیکی نصیریان ؛ بازیگر نقش آهو در سریال بانوی عمارت: اتفاقات مختلفی برای آهو رخ می‌دهد
نگاهی به حمایت سلبریتی‌ها از فیلم پیمان معادی؛ بمب؛ یک عاشقانه جنجالی
نقد فیلم دلم می خواد ساخته بهمن فرمان‌آرا
فریماه فرجامی: تمایلی برای بازیگری ندارم
همه نکاتی که درباره طراحی گل روی ناخن باید بدانید
پیشنهادهایی برای شیک‌پوشی خانم‌های چادری در زمستان
داستان‌های شاهنامه/ کشته‌شدن اسفندیار به‌دست رستم
خبرهای تازه از آزاده صمدی، حسن معجونی و شهرام حقیقت‌دوست
حکایت‌های مثنوی/ اژدها در دام مرد مارگیر
نکات ضروری که قبل از کوهنوردی حتما باید بدانید
گلستان سعدی/ تاثیر سرنشت انسان در تربیت
پیشنهادهایی برای دکوراسیون زمستانی خانه
معرفی کامل و نقد فیلم کلمبوس ساخته هاتف علیمردانی
آشپزی/ دستور پخت پاستای یونانی
جرم غیراخلاقی ملکه زیبایی
گفت‌وگو با زوج مخترع برنده چندین جایزه بین المللی اختراعات: ازدواج سرعت پیشرفت‌مان را بیشتر کرد
ماجرای تذکر به خندوانه چه بود
عکس‌های تازه از 6زن سلبریتی
هراس از خیانت اینستاگرامی همسر
علت ایست‌قلبی ومرگ‌ناگهانی جوانان
دختر 15 ساله در دام پسر اغفالگر
انتشار تصاویر خصوصی بستگان به دلیل خصومت و انتقام‌جویی
امروز با حافظ/ رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما
فروکش تلاطم بازار مسکن نزدیک است
نقد سریال بی قرار ؛ ماندن بر سر دوراهی
مخاطبان سریال بانوی عمارت درباره این سریال چه نظری دارند؟
2بار تجاوز به دختر13 ساله
رسوایی‌ جنسی‌ درتیم فوتبال ‌دختران افغانستان
کد خبر: 114359 | تاریخ : ۱۳۹۷/۶/۲۵ - 11:38
شوهرم با زنان خیابانی رابطه دارد

شوهرم با زنان خیابانی رابطه دارد

من فرزند اول خانواده بودم و فقر و ذلت را بیشتر از دیگران درک می کردم پدرم برای تهیه هزینه های مواد مخدر دست به هر کاری می زد و به هیچ کسی رحم نمی کرد وقتی خمار می شد چنان خشم سراسر وجودش را فرامی گرفت که جز فرار از مقابل چشمانش چاره دیگری نداشتم.

دوات آنلاین-هیچ نقشی در انتخاب همسرم نداشتم یک روز با فریاد خشم آلود پدرم پای سفره عقد نشستم و این گونه زندگی سراسر درد و رنج من در حالی آغاز شد که هیچ گاه جرئت اعتراض به اعمال و رفتار همسرم را نداشتم. همین موضوع موجب شده بود ساعت ها پنهانی گریه کنم ولی روزی صحنه ای دیدم که گویی قلبم از حرکت ایستاد و ...

 

زن 26 ساله که کوله بار سال ها رنج و محنت را روی میز مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری میرزاکوچک خان مشهد گشوده بود، در حالی که بغض غریبی گلویش را می فشرد رشته افکارش را به دوران کودکی اش گره زد و گفت: از روزی که چشم به دنیا گشودم خودم را در کنار باتلاق مواد افیونی دیدم جایی که پدرم هر روز بیشتر در آن باتلاق فرو می رفت و ما تنها نظاره گر این صحنه های تلخ بودیم.

 

من فرزند اول خانواده بودم و فقر و ذلت را بیشتر از دیگران درک می کردم پدرم برای تهیه هزینه های مواد مخدر دست به هر کاری می زد و به هیچ کسی رحم نمی کرد وقتی خمار می شد چنان خشم سراسر وجودش را فرامی گرفت که جز فرار از مقابل چشمانش چاره دیگری نداشتم. روزها به همین ترتیب می گذشت تا این که شبی پدرم با چهره ای برافروخته وارد منزل شد و با تشر به مادرم گفت «صغری» را به یکی از دوستانم «جواب» داده ام!

 

آن زمان 15 بهار بیشتر از عمرم نمی گذشت که از شنیدن این جمله هاج و واج مانده بودم پدرم برای تهیه پول مواد مخدر مصرفی اش دچار مشکل شده و قول ازدواج مرا به یکی از هم بساطی هایش داده بود در حالی که «سلیم» 15 سال از من بزرگ تر بود ولی پدرم تصور می کرد با این ازدواج، زندگی او نیز رو به راه می شود با وجود این همه نقشه های پدرم «آب در هاون کوبیدن» بود چرا که «سلیم» نه تنها مخارج اعتیاد پدرم را پرداخت نکرد بلکه به من نیز همواره به چشم یک کنیز می نگریست.

 

اوایل زندگی وقتی شب ها دیر به خانه می آمد فکر می کردم که سر کار است چرا که به این گونه دیر آمدن ها در خانه پدرم عادت داشتم. وقتی کمی بزرگ تر شدم و حقایق زندگی مشترک را درک کردم تازه فهمیدم که باز هم در کنار یک باتلاق وحشتناک شاهد غرق شدن سلیم هستم.

 

زندگی من روز به روز تلخ تر و غمناک تر می شد چرا که همسرم در بیراهه فساد و فحشا قدم برمی داشت و من آینده ام را در سیاهی و تباهی می دیدم در حالی که صاحب سه فرزند شده بودم همسرم هیچ اهمیتی به من نمی داد و رفت و آمدهای بسیار مشکوکی داشت هیچ وقت جرئت اعتراض یا سوال نداشتم چرا که پاسخم را با مشت و لگد می داد و من به خاطر بی کسی و تنهایی باید ساعت ها اشک می ریختم زمانی متوجه شدم که سلیم با زنان خیابانی نیز ارتباط دارد که او به خاطر اعتیاد از کارش اخراج شده و در یک نانوایی کار می کرد.

 

فراز و نشیب های سختی را در زندگی می گذراندم که روزی همسرم را تعقیب کردم. او که به بهانه رفتن سرکار از منزل خارج شده بود وارد یک منزل دیگر شد و چند ساعت بعد به همراه یک زن غریبه از آن مکان بیرون آمد. با چشمانی اشکبار به خانه بازگشتم و این بار درباره ارتباطش با آن زن غریبه از او سوال کردم اما همسرم نه تنها باز هم مرا زیر مشت و لگد گرفت بلکه فریاد زد آن زن را دوست دارد و دیگر حاضر به ادامه زندگی با من نیست. حالا من مانده ام و چشمان نگران سه فرزندم که ...

 

منبع: خراسان

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.