2019/05/23
۱۳۹۸ پنج شنبه ۲ خرداد
زن فراری در دام پسر اغفالگر

زن فراری در دام پسر اغفالگر

3 سال پيش بود که پسر برادرم به خواستگاري دخترم آمد. من و همسرم عليرغم ميل باطني دخترمان، با اين ازدواج موافق بوديم. شیدا از همان ابتدا بناي مخالفت را گذاشت....

دوات آنلاین-زنی که دخترش در پی ازدواج اجباری با پسری آشنا شده و همراه او از خانه گریخته بود با مراجعه به مرکز مشاوره پلیس اصفهان درخواست راهنمایی کرد و داستان زندگی‌اش را این طور شرح داد:

 

3 سال پيش بود که پسر برادرم به خواستگاري دخترم آمد. من و همسرم عليرغم ميل باطني دخترمان، با اين ازدواج موافق بوديم. شیدا از همان ابتدا بناي مخالفت را گذاشت و مدام می‌گفت: "من علاقه‌ای به پسردایی‌ام ندارم"؛ ولی من به حرف‌هایش توجهی نمی‌کردم و به او می‌گفتم: "دخترم! عشق و علاقه بعد از ازدواج به‌وجود می‌آید." خلاصه بعد از کلي دعوا و جنجال، دخترم را به عقد پسر برادرم درآوردم و پس از مدت کوتاهي باهم عروسي کردند و زير يک سقف رفتند.

 

آن‌ها از همان اول باهم اختلاف داشتند؛ به‌طوری‌که چندين‌بار شیدا قهر کرد و به خانه ما آمد؛ اما هربار با ریش‌سفیدی بزرگترها دوباره به سر زندگی‌اش برمی‌گشت.

 

بهزاد ديگر از دست‌ کارهای شیدا کلافه شده بود و هربار پیش من می‌آمد و از همسرش گله و شکایت می‌کرد و می‌گفت: "دختر شما حواسش به زندگی‌اش نيست و من مطمئن هستم او شخص ديگري را دوست دارد. رفتارش مشکوک است و بر سر هر موضوعي به من توهين و فحاشي می‌کند."

 

من و همسرم او را دلداري می‌دادیم و می‌گفتيم: "شیدا کم‌سن و سال و بی‌تجربه است و به‌مرور زمان خوب خواهد شد." من در تمام این مدت از همه‌چیز غافل شدم و نمی‌دانستم چه می‌کنم. مقصر همه این اتفاقات را خودم می‌دانم که هیچ‌وقت به حرف‌ها و هشدارهای بهزاد توجهی نکردم و گذاشتم تا کار به اینجا بکشد. خلاصه آن اتفاقی که نباید می‌افتاد، افتاد.

 

یک‌شب که تازه داشتم شام را آماده می‌کردم، زنگ در به صدا درآمد. وقتی در را باز کردم، بهزاد سراسیمه وارد خانه شد و گفت: "شیدا گم‌شده! از صبح تا حالا هیچ خبری از او ندارم. گوشي همراهش هم خاموش است. از دوستانش هم سراغش را گرفتم، اما آن‌ها هم از او بی‌اطلاع بودند."

 

بهزاد را آرام کردم و با او به منزل‌شان رفتیم و تا صبح منتظر ماندیم؛ ولی خبری از شیدا نشد. خلاصه به کلانتری رفتيم و برایش پرونده تشکيل داديم. 10 روز از مفقود شدن شیدا گذشت، اما هنوز خبری از او نبود تا اينکه بهزاد تماس گرفت و گفت: "شیدا برگشته و تا چند دقیقه دیگر او را به خانه شما می‌آورم."

 

وقتی شیدا را دیدم، حالت روحی و روانی خوبی نداشت و هرچقدر من و پدرش از او سؤال کردیم که این مدت کجا بوده، حرفی نمی‌زد تا اینکه پدرش چاقویی را در دستش گرفت و با عصبانیت گفت: "اگر حرف نزنی، تو را می‌کشم." همین شد که دختر از ترس لب باز کرد و گفت: "چندماه پیش در یکی از شبکه‌های اجتماعی با پسري به نام شهروز آشنا شدم و با وعده و وعيدهاي او تصميم به فرار گرفتم. او می‌گفت هرچقدر پول و طلا داری با خودت بیار تا باهم به‌جایی برویم که هیچ کسی دستش به ما نرسد. من هم طلا و جواهراتم را با پس‌اندازی که در بانک داشتم برداشتم و به محل قرار رفتم. در اين 10 روز چند شهر را باهم گشتیم و شب‌ها در چادر می‌خوابیدیم تا اینکه یک روز از خواب بیدار شدم و دیدم شهروز طلاهایم را برداشته و مرا در چادر رها کرده و حالا با مکافات زیاد توانستم خودم را به خانه برسانم."

 

بهروز بعد از شنیدن حرف‌های شیدا، گفت که "دیگر حاضر نیست به زندگی با او ادامه دهد." من به او حق می‌دهم و خودم را مقصر این اتفاق می‌دانم؛ چون ازدواج بهروز و شیدا به‌خاطر اصرارهای بی‌جای من شکل‌گرفته بود و به‌جای اینکه دخترم را خوشبخت کنم، هم زندگی او و هم زندگی پسر برادرم را از بین برده بودم.

 

نظر کارشناس

 

خانم جعفری کارشناس ارشد روانشناسی، گفت: ازدواج به‌عنوان يکي از مهم‌ترین موضوعات خانوادگي بايد در قالب و چارچوب خاص خود قرار بگيرد.

 

وی افزود: پدر و مادر بايد در امر ازدواج همراه و مشاور فرزندان‌شان باشند؛ نه تحمیل‌کننده نظرات‌شان و با استدلال و منطق، وي را قانع کنند که انتخابش درست است يا نادرست که بی‌گمان او نيز آن را خواهد پذيرفت.

 

این کارشناس مسائل خانواده اظهار داشت: وقتي آشنايي صورت می‌گیرد، در کنار اشتراکات، تفاوت‌هایی را هم خواهید ديد و اگر جوانان آمادگي مواجهه با تعارضات را نداشته باشند، نمی‌توانند زندگي مشترک موفقي را تجربه کنند و بيشتر در معرض آسیب‌های بعدي و طلاق قرار می‌گیرند.

 

خانم جعفری بیان کرد: در ازدواج شرايطي مطرح است كه اگر با دقت، بررسي و شناخت خوب صورت نگیرد، در آينده احساس خوشبختي و لذت بردن از زندگي را از زوجين می‌گیرد و خانواده را دچار بحران می‌کند.

 

وی مشاوره را يکي از کاربردی‌ترین روش‌ها برای دستیابی به ازدواج موفق برشمرد و اظهار داشت: چه‌بسا اگر پدر و مادر شیدا در مورد ازدواج فرزندشان با فرد متخصصي مشورت می‌کردند، هیچ‌گاه چنين مشکلي برای‌شان پيش نمی‌آمد./

 

تهیه و تنظیم: حمیدرضا محمدی؛ کارشناس رسانه پلیس اصفهان

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.