2019/05/24
۱۳۹۸ جمعه ۳ خرداد
قتل به‌دلیل عشق به دخترخاله متاهل

قتل به‌دلیل عشق به دخترخاله متاهل

دو سال پیش بود که جنازه سوخته مردی در یک سمند شعله ور در ورامین باعث کشف یک جنایت شد. بنابر اطلاعات پرونده مقتول قربانی نقشه پسرخاله همسرش شده بود که او را کشته و جسدش را در کنار خیابان سوزانده بود تا پرده از راز این جنایت برداشته نشود اما تلاش او بیهوده بود و در نهایت اعترافات زن جوانی که همسر مقتول بود دست قاتل را رو کرد.

دوات آنلاین-دو متهم پرونده قتل فجیع و آتش زدن مرد بیچاره‌ای که قربانی شوم یک رابطه نامشروع شده بود به زودی در دادگاه محاکمه خواهند شد.

 

دو سال پیش بود که جنازه سوخته مردی در یک سمند شعله ور در ورامین باعث کشف یک جنایت شد. بنابر اطلاعات پرونده مقتول قربانی نقشه پسرخاله همسرش شده بود که او را کشته و جسدش را در کنار خیابان سوزانده بود تا پرده از راز این جنایت برداشته نشود اما تلاش او بیهوده بود و در نهایت اعترافات زن جوانی که همسر مقتول بود دست قاتل را رو کرد.

 

ساعت ۳ بامداد روز ۱۶ تیر سال ۹۵، ماموران گشت پلیس با دیدن خودروی شعله ور در آتش، خود را به محل حادثه رسانده و آتش نشانی را خبر کردند اما آتش نشان ها پس از خاموش کردن شعله ها و هنگام جست و جوی داخل خودرو، ناگهان نگاهشان به جسد سوخته مردی افتاد که روی صندلی کناری راننده افتاده بود. پس از اعلام این خبر، کارآگاهان با حضور در محل حادثه، پی بردند جسد متعلق به مردی است که با ضربات چاقو به قتل رسیده است و به این ترتیب پرونده ای برای رسیدگی به این موضوع در شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران به دستور بازپرس سجاد منافی آذر تشکیل شد.

 

در ادامه با دستور قاضی منافی آذر پرونده برای انجام تحقیقات و بازداشت عامل یا عاملین جنایت در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت که به زودی روشن شد مقتول مردی ۴۸ ساله به نام پژمان مالک خودروی سمند بوده است برادر مقتول که از طریق گردنبند فلزی روی گردن پژمان موفق به شناسایی جسد شده بود، در نخستین تحقیقات به کارآگاهان گنت برادرم در فلکه سوم تهرانپارس زندگی می کرد و دارای همسر و دو دختر ۱۰ و ۱۲ ساله است.

 

با آغاز تحقیقات و حضور همسر مقتول در اداره دهم پلیس آگاهی، وی به کارآگاهان گفت: شب پانزدهم تیرماه همراه شوهرم و بچه ها به خانه پدرم برای صرف شام رفته بودیم. پس از آن، بهمن از خانه خارج شد. ساعت ۱۱ و نیم با من تماس گرفت که از  او خواستم به دنبال من و بچه ها بیاید تا به خانه برگردیم اما او با بیان اینکه خسته است پیشنهاد کرد من و بچه ها شب را در منزل پدرم بمانیم که من هم به ناچار قبول کردم. پس از آن دیگر اطلاعی از بهمن نداشتم تا اینکه پلیس با من تماس گرفت و خبر کشف جسدش را دادند.

 

به زودی با توجه به عملیات فنی و پلیسی، کارآگاهان در تحقیقات دریافتند که پژمان به همراه پسر خاله ۲۳ ساله همسرش به نام ناصر در خرید و فروش خودرو با هم مشارکت داشته اند و به تازگی یک دستگاه خودرو پژو ۲۰۷ خریده اند. بنابراین کارآگاهان به تحقیق از «ناصر» پرداختند و او در بازجویی به کارآگاهان گفت: «به خاطر نداشتن پارکینگ، پژو ۲۰۷ تازه خریداری شده را به پارکینگ خانه پژمان بردم تا پس از پایان تعطیلات آخر هفته، آن را بفروشیم؛ پس از پارک ماشین در پارکینگ، پژمان اصرار کرد مرا تا خانه ام برساند و من هم قبول کردم تا مرا به سه راه تهرانپارس برساند تا از آنجا خودم به خانه ام بروم و پس از آن، دیگر اطلاعی از پژمان نداشتم تا اینکه در تماس با همسرش که دختر خاله من است، متوجه شدم در آتش سوزی ماشینش مرده است.»

 

در ادامه تحقیقات، کارآگاهان با بررسی اظهارات ناصر اطلاع پیدا کردند که پس از خارج شدن پژمان و ناصر از پارکینگ خانه برخلاف ادعای ناصر، آنها به طرف منطقه حکیمیه رفته اند. با توجه به اطلاعات به دست آمده درباره دروغ بودن گفته‌های الهام و پسر خاله اش ناصر در خصوص شب جنایت، هر دو نفر را بازداشت و به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل کردند.

 

در تحقیقات پلیسی، الهام به رابطه عاطفی با پسر خاله اش اعتراف کرد اما منکر هرگونه مشارکت یا دخالت در جنایت و قتل همسرش شد. وی در قسمتی از اظهاراتش به کارآگاهان گفت: چندین بار ناصر از من درخواست ازدواج کرده بود اما من هر بار به او عنوان می کردم که من دارای همسر و دو فرزند هستم و این کار عملا امکان پذیر نیست؛ ناصر چندین بار عنوان کرده بود که باید مانع ازدواجمان را از میان بردارد و حتی یک بار نیز پیشنهاد داد که پژمان را با سم به قتل برسانیم که با او مخالفت کردم و به هیچ عنوان اطلاع ندارم که آیا او همسرم را کشته است یا نه؟

 

ناصر در آخرین بازجویی های پلیسی لب به اعتراف گشود و به قتل پژمان اعتراف کرد. بعد هم مدعی شد الهام هیچ گونه ارتباطی با این ماجرا ندارد.

 

ناصر گفت: یک روز قبل از جنایت طی تماس تلفنی با الهام، متوجه درگیری شدید بین او و همسرش شدم؛ بنابراین بسیار عصبانی شدم و تصمیم گرفتم این بار به هر شکل ممکن، تصمیم گذشته خودم را برای کشتن پژمان عملی کنم. بنابراین ساعت ۱۱ روز پانزدهم تیرماه با اطلاع از اینکه الهام خانه را ترک کرده است، به بهانه تحویل دادن پژو ۲۰۷ به خانه پژمان رفتم.

 

متهم ادامه می دهد: او قصد داشت مرا به خانه مان برساند اما با طرح این موضوع که با یکی از دوستانم در حکیمیه قرار ملاقات دارم، از او خواستم مرا به حکیمیه برساند. زمانی که به بهانه پیاده شدن از پژمان خواستم تا ماشین را نگه دارد، به محض توقف، با چاقو به طرفش حمله ور شدم و چندین ضربه به او زدم.

 

متهم در انتها نیز اضافه می کند: بعد از قتل، جسد را روی صندلی شاگرد راننده منتقل کردم و بی هدف به راه افتادم. مسیر اتوبان امام علی را ادامه دادم تا اینکه ناگهان خودم را در ابتدای جاده ورامین دیدم. ابتدا قصد آتش زدن ماشین را نداشتم اما پس از چند متری که از ماشین دور شده بودم، تصمیم به آتش زدن ماشین گرفتم. سپس با بنزین داخل صندوق عقب، صندلی راننده و شاگرد راننده را به آتش کشیدم و به سرعت از محل دور شدم.

 

با دستور بازپرس سجاد منافی آذر دو متهم این پرونده بازداشت و برای تکمیل تحقیقات در اختیار ماموران اداره دهم آگاهی پایتخت قرار گرفتند که دیروز صبح، با صدور کیفرخواست علیه متهمان از سوی دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای برگزاری جلسه محاکمه متهمان، به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. به این ترتیب هر دو متهم در دادگاه محاکمه خواهند شد.

 

منبع: هفت صبح

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.