2019/05/24
۱۳۹۸ جمعه ۳ خرداد
شعری از بوستان سعدی/ چو عشقی که بنیاد آن بر هواست

شعری از بوستان سعدی/ چو عشقی که بنیاد آن بر هواست

به یک نعره کوهی ز جا بر کنند/ به یک ناله شهری به هم بر زنند

دوات آنلاین-شعری از بوستان سعدی در باب عشق و شور را بخوانید:

 

چو عشقی که بنیاد آن بر هواست/ چنین فتنه‌انگیز و فرمانرواست

 

عجب داری از سالکان طریق/ که باشند در بحر معنی غریق؟

 

به سودای جانان ز جان مشتعل/ به ذکر حبیب از جهان مشتغل

 

به یاد حق از خلق بگریخته/ چنان مست ساقی که می ریخته

 

نشاید به دارو دوا کردشان/ که کس مطلع نیست بر دردشان

 

الست از ازل همچنانشان به گوش/ به فریاد قالوا بلی در خروش

 

گروهی عمل دار عزلت نشین/ قدمهای خاکی، دم آتشین

 

به یک نعره کوهی ز جا بر کنند/ به یک ناله شهری به هم بر زنند

 

چو بادند پنهان و چالاک پوی/ چو سنگند خاموش و تسبیح گوی

 

سحرها بگریند چندان که آب/ فرو شوید از دیده‌شان کحل خواب

 

فرس کشته از بس که شب رانده‌اند/ سحرگه خروشان که وامانده‌اند

 

شب و روز در بحر سودا و سوز/ ندانند ز آشفتگی شب ز روز

 

چنان فتنه بر حسن صورت نگار/ که با حسن صورت ندارند کار

 

ندادند صاحبدلان دل به پوست/ وگر ابلهی داد بی مغز کاوست

 

می صرف وحدت کسی نوش کرد/ که دنیا و عقبی فراموش کرد

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.