2019/05/21
۱۳۹۸ سه شنبه ۳۱ ارديبهشت
قتل همسر به‌خاطر زن صیغه‌ای

قتل همسر به‌خاطر زن صیغه‌ای

فکر می کردم اگر زن دومم را رها کنم دوباره به حالت تنهایی برمی گردد و شاید به راه خلاف کشیده شود. نمی خواستم باعث این کار شوم.

دوات آنلاین-پرونده مردی که بعد از ازدواج موقت با زنی جوان همسر خود را به قتل رسانده در حال رسیدگی است.

 

رئیس پلیس آگاهی استان البرز در تشریح این پرونده به جام جم گفت: رسیدگی به این پرونده از ششم اسفند سال گذشته و به دنبال گزارش ناپدید شدن مرموز زنی در دستور کار پلیس جنایی قرار گرفت. براساس شکایتی که در پلیس ثبت شده بود، این زن ساعت ۱۰ صبح از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته بود. برای کشف سرنخی از ماجرا به بررسی پرینت تماس های این زن پرداخته و دریافتیم او فقط با خانواده اش در تماس بوده است،

 

در شاخه دیگری از تحقیقات دریافتیم، این زن از چندی قبل با همسرش دچار اختلاف شده و با هم درگیری داشتند، شوهر این زن اقدام به صیغه زنی کرده بود، در ادامه همسراولش از او می خواهد که شش دانگ یك ملك به ارزش 10 میلیارد تومان را به نام او کند که مرد دو زنه فقط سه دانگ را به نام او سند می زند، درگیری بر سر این سه دانگ ادامه داشت تا اینکه زن ناپدید شد.

 

کارآگاهان به شوهر این زن مشكوك شده و او را دستگیر کردند. در حالی که مرد جوان مدعی بود روز حادثه در مغازه عکاسی خود بوده ردیابی های پلیسی نشان داد او در حوالی اشتهارد حضور داشته است.

 

پس از چند روز این مرد لب به اعتراف گشود و به قتل همسرش و دفن جسد او در حوالی اشتهارد اعتراف کرد.

 

رئیس پلیس آگاهی استان البرز خاطرنشان کرد: پس از اعتراف متهم به قتل، به منطقه رحمانیه رفته و با حفر حدود نیم متر جسد زن جوان کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد. در گزارش اوليه خفگی علت مرگ این زن اعلام شد..

 

گفت‌وگو با متهم

درحالی که دستانش با دستبند به هم دوخته شده او را به اتاق مصاحبه می آورند. چهره آرامی دارد اما وقتی به تعریف ماجرای قتل مي رسد اشک از چشمانش جاری می شود و چند لحظه ای مکث می کند. در طول مصاحبه سعی دارد، توجیهی برای ازدواج دومش پیدا کند و بگوید نیتش کار خیر بوده است. در ادامه بخش هایی از گفت وگوی ۴۵ دقیقه ای با این قاتل را می خوانید:

 

  • چندسال داری؟

40 سال

 

  • شغلت چیست؟

 آتلیه عکس و فیلم داشتم.

 

  • چرا همسرت را کشتی؟

به خاطر ازدواج دومم، مهرماه سال گذشته برای دومین بار ازدواج کردم. بعد از اطلاع همسرم، اختلاف و درگیریمان شروع شد،

 

  • بعد از چندسال زندگی مشترك دوباره ازدواج کردی؟

 ۲۲ سال قبل باهمسر اولم ازدواج کردم و در این سال ها هیچ مشکلی نداشتیم.

 

  • پس چرا دوباره ازدواج کردی؟

خواهر همسر دومم چند سال پیش من کار می کرد. يك روز گفت خواهرم بیکار است و او را برای کار پیش من آورد، زنی ۲۷ ساله بود که طی دو سه هفته کار در مغازه به من محبت می کرد و چایی می آورد. هربار به اتاقم می آمد، با نگاهش قصد داشت به من بگوید که حرفی در دلش دارد. يك بار به او گفتم اگر حرفی داری راحت بزن، شروع به گریه کرد و گفت من چهار سال است تنها هستم و آوارگی کشیدم، شوهر اولم با زنان ارتباط داشت و باعث شد طلاق بگیرم. چند روز بعد از اینکه این حرفها را شنیدم به خاطر این که همیشه دنبال کارهای خیر بودم و می دانستم همسرم هم از این اقدام من ناراحت نمی شود به او پیشنهاد ازدواج دادم تا کمکش کنم.

 

  • واکنش او به درخواست ازدواجت چه بود؟

گفت ازدواج نه اگر می خواهی با من باشی پنهانی باش که قبول نکردم. ماجرا را به خواهرش گفت که او هم پیشنهاد داد پنهانی باشد که با اصرار من قبول کردند يك سال صیغه باشيم. يك ماه بعدهم موضوع را به همسراولم گفتم.

 

  • در میان حرفهایت گفتی همسر اولت مخالف ازدواج نبود، اما مخالفت های او باعث قتل شد.

او با ازدواج دومم مشکل نداشت، چون می دانست قصدم كمك و کار خیر است اما نگران بود که زن دوم همه اموالم را تصاحب کند و از دستم بگیرد. اصرار داشت مغازه را به نام او کنم. خیلی با من صادق بود و می گفت: این زن فقط برای بالا کشیدن اموالت با تو ازدواج کرده و توطئه ای دارد. سه دانگ مغازه را به اسمش زدم اما بعد از مدتی آمد و گفت: تمام مغازه را به نامم کن او حتي شماره هایی به من داده بود و ثابت کرده بود که همسر دومم با من صادقی نیست اما من قبول نکردم. بعد پیامك های همسرم با مردان غریبه را نشانم داد. پیامها را نشان همسر دومم دادم که مدعي شد دیگر این کار را نمی کند.

 

  • چرا با یک ماه تاخیر موضوع عقد را به همسراولت گفتي؟

همسرم خیلی به حجاب اهمیت می داد اما زن دومم این موضوع برایش مهم نبود به همین خاطر او را به يك شهر زیارتی بردم و در آنجا خواستم رفتارش را تغيير دهد و هرچه در زندگی اش است را بگوید. بعدهم موضوع را خودم به همسر اولم گفتم.

 

  • درباره روز قتل بگو. چه شد تصمیم به قتل گرفتی؟

همسرم پیش از قتل، يك بار قرص خورده و خودکشی کرده بود که با آبليمو و استراحت خطر رفع شد روزی که خودش را کشت تصمیم گرفته بود دوباره خودکشی کند از قبل از لوستر روسری آویزان کرده بود. همکارم گفت، هرچی به همسرت زنگ میزنم تلفنش خاموش است. دلشوره گرفتم و راهی خانه شدم لباس‌هایش را پوشیده و عصبانی بود. تهدید کرد اگر شش‌دانگ را به نامش نکنم خودکشی می کند تا آبرويم برود. سعی کردم با حرف آرامش کنم که شروع به فحاشی کرد و عصبانی شدم. از عصبانیت او را ناخواسته کشتم. در حالی که به سمت آشپزخانه می‌رفت روسری را دور گردنش انداختم و خفه اش کردم.

 

  • تلاش نکرد تا خودش را نجات دهد؟

در لحظات آخر هم سعی می کرد به من ثابت کند که آن زن برای اموالم با من ازدواج کرده اما عصبانی بودم و هیچی نمی فهمیدم.

 

  • فرزند داری؟

 بله، دو فرزند دارم که در زمان قتل مدرسه بودند.

 

  • بعد از قتل چه کردی؟

نیم ساعت بالای سرش نشستم و گریه کردم. بعد به فکرم رسید جسد را در میان ملحفه ای بگذارم و با ماشین بیرون ببرم، پیکر همسرم را داخل صندوق عقب گذاشته و به ماهدشت بردم. شلوغ بود و نمی توانستم جسد را دفن کنم، به همین خاطر به مغازه رفتم و تا شب جسد در صندوق عقب بود، شب دوباره برگشتم و جسد را دفن کردم.

 

  • آن محل را چطور پیداکردی؟

پیش از این چند بار برای فیلمبرداری عروسی به آنجا رفته بودم.

 

  • چرا همسردومت راطلاق ندادی تازندگی ات خراب نشود؟

فکر می کردم اگر رهایش کنم دوباره به حالت تنهایی برمی گردد و شاید به راه خلاف کشیده شود. نمی خواستم باعث این کار شوم.

 

  • اما باعث شدکار بدتری انجام دهی.

درست است، قبول دارم. از روی عصبانیت بود.

 

  • در این مدت به محل دفن جسد رفتی؟

بله دو بار به آنجا رفتم.

 

  • در مدتی که بازداشت هستی، همسر دومت رادیده‌ای؟

نه. اصلا سراغم نیامده است.

 

  • اگر به گذشته برگردی، چکار میکنی؟

ششدانگ را به نام همسراولم میکنم تا قتلی رخ ندهد.

 

منبع: جام جم

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.