2019/05/23
۱۳۹۸ پنج شنبه ۲ خرداد
آتش اعتیاد پدر زندگی دختر جوان را خاکستر کرد

آتش اعتیاد پدر زندگی دختر جوان را خاکستر کرد

با وجود داشتن پدر، یتیمی را تجربه کرده ام. از نظر من پدرم را در کودکی از دست داده ام چرا که جسم او همیشه در خانه و در اتاق پای منقل حضور دارد اما محبت و مهرش را هم با خود به آن اتاق برده و برای همیشه در آن جا دفن کرده است.

دوات آنلاین-دو سال پیش با پسری آشنا شدم که از همه نظر با هم تفاهم داشتیم اما در روز خواستگاری خانواده اش با دیدن پدرم ...

 

زهره 28 ساله و تحصیل کرده در رشته مهندسی از ناراحتی هایی می گوید که منشاء همه آن ها پدری معتاد و بی اراده است. تک فرزند خانواده است که سال ها پیش تریاک؛ آرامش، خوشبختی و از همه مهم تر تکیه گاه و شانه های امن مرد خانه شان را از آن ها گرفت و حتی پول و ثروت هم نتوانست او را خوشبخت کند.

 

اومی گوید: با وجود داشتن پدر، یتیمی را تجربه کرده ام. از نظر من پدرم را در کودکی از دست داده ام چرا که جسم او همیشه در خانه و در اتاق پای منقل حضور دارد اما محبت و مهرش را هم با خود به آن اتاق برده و برای همیشه در آن جا دفن کرده است. از هفت سالگی پدرم را فقط در نشئگی و خماری دیده ام. در این مواقع همیشه به بهانه های مختلف داد و فریادش بر سر من و مادرم بلند می شود طوری که صدای فریادش را همسایه ها می شنوند. این جر و بحث و دعواها به کاری روزانه و طبیعی تبدیل و سبب شده است که مادرم روز به روز پیرتر و ناراحت تر شود.

 

مواد مخدر به پدرم اجازه مهربانی و رسیدگی به خانواده را نمی دهد. در حالی که اشک های جمع شده در چشمانش گونه هایش را نوازش می کند با نوشیدن یک لیوان آب ادامه می دهد: پدرم با اعتیاد، دیگر نمی توانست کار کند و رفته رفته چهره اش کاملا حالات و علایم معتادها را پیدا کرد. از آن زمان مشکل ما فقط به بحث و دعواهای هر شب ختم نمی شد، از طرف دیگر به دلیل رفتار ناپسندش با دیگران، فامیل و همسایه ها متوجه اعتیادش شدند و بدون هیچ درک و رحمی، طعنه و سرکوفت های دل شکن و فراوانی را به من و مادرم می زدند.

 

اوضاع طوری بود که دیگر خجالت می کشیدیم حتی برای کارهای ضروری هم پدرم را همراهمان ببریم. در طول این سال ها چند بار او را برای ترک اعتیاد به بهترین کمپ ها بردیم اما هر بار بعد از چند روز ابتدا پنهانی و سپس آشکارا مصرف مواد مخدر را شروع می کرد.توهمات ناشی از مصرف مواد مخدر و خانه نشین شدن پدرم سبب شده است که زحمات و تحمل ما را نادیده بگیرد و دشمنان خود بداند. تریاک نه تنها پدرم و شادی و سلامتی مادرم، بلکه عشق زندگی ام، پسری را که تمام رویاهایم را با او ساخته بودم از من گرفت.

 

دو سال پیش با پسری آشنا شدم که از همه نظر با هم تفاهم داشتیم اما در روز خواستگاری، خانواده اش با دیدن پدرم، مرا سرزنش و نارضایتی خود را درباره ازدواجمان اعلام کردند. حالا دستان نیرومند و با ابهت یک مرد به جای نوازش دخترش و برداشتن غم و غصه هایش، مواد مخدر را به دست می گیرد و با آتش روشن بساطش، آینده و آرزوهای فرزند و همسرش را می سوزاند و از بین می برد.

 

منبع: خراسان

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.