2019/05/23
۱۳۹۸ پنج شنبه ۲ خرداد
نقشه سیاه دختر جوان و خواستگارش

نقشه سیاه دختر جوان و خواستگارش

فکر می کردم بهترین مرد زندگی ام را پیدا کرده ام و اگر خانواده ام را تحت فشار بگذارم آن ها با ازدواج من و بابک موافقت می کنند.

دوات آنلاین-دختری که با خواستگارش از خانه فرار کرده بود بعد از آن‌که فهمید اشتباه بزرگی مرتکب شده است با مراجعه به مرکز مشاوره پلیس اصفهان داستان زندگی‌اش را این طور تعریف کرد:

 

به خدا من فریب خوردم! نمی خواستم این طوری بشود، فکر می کردم بهترین مرد زندگی ام را پیدا کرده ام و اگر خانواده ام را تحت فشار بگذارم آن ها با ازدواج من و بابک موافقت می کنند اما اشتباه می کردم بابک مرد زندگی نبود.

 

او در مورد آشنایی اش با بابک این طور گفت: یک سال پیش با بابک در مراسم ختم يكي از اقوام آشنا شدم البته خانواده هايمان هم با يكديگر آشنا هستند كه اين آشنايي منجر به ارتباط تلفني شد. بابک طوری وانمود می کرد که انگار عاشق و دلباخته من است، البته نه خدمت سربازي رفته بود و نه كار درست و حسابي داشت.

 

چندين بار به خواستگاري ام آمد ولي جواب پدر و مادرم منفي بود، به نظر والدينم بابک خانواده خوبی نداشت و زندگي آنها صد برابر از زندگي ما بدتر بود. در خانواده آن ها مردان بيكار و همسرانشان به شغل هاي جوراب فروشي و دست فروشي مشغول بودند و بايستي زنان، شكم شوهر و فرزندان خود را سير مي كردند.

 

مخالفت پدر و مادرم اما لطمه ای به ارتباط من و بابک نزد. من هر از چند گاهی به بهانه خريد بيرون مي رفتم و او را ملاقات مي كردم. بابک مدام می گفت اگر زن من بشی تو راخوشبخت می کنم!

 

بابک از رو نرفت، چندين نفر را براي واسطه نزد پدر و مادرم فرستاد ولي بي فايده بود تا اینکه كارش به تهديد کشیده شد و گفت: اگر با من ازدواج نكني بلايی سر تو يا خانواده ات مي آورم! بر سر دو راهي مانده بودم، چندين بار پيشنهاد فرار به من داد تا با اين كار خانواده ام مجبور به ازدواج ما شوند. البته خانواده اش هم او را در اين كار همراهي وكمك كردند.

 

آن روز هم قرار بود برايم خواستگار بيايد که بابک زنگ زد و گفت زود بیا بیرون می خواهم ببینمت! من با اجازه مادرم براي خريد ميوه به بيرون رفتم. بابک با موتور سر راهم ايستاد و مرا به گوشه اي برد و گفت: امروز حتماً بايد با من بيايي، برو و وسايلت را جمع كن و بيا تا برویم.

 

با خودم كلي كلنجار رفتم تا آخرش تصميم را گرفتم به منزل برگشتم و شناسنامه و كمي وسايل شخصي را با خودم برداشتم و به دور از چشم مادرم با بابک راهي شدم. تا شب نزد خانواده اش بودم آن ها گوشي تلفن مرا گرفتند تا مبادا با خانواده ام تماس بگيرم و شب من و بابک را راهي تهران كردند براي اينكه در تهران عقد كنيم!

 

بعد از رسيدن به تهران در مسافرخانه اي اتاق گرفتيم البته بابک هيچ پولي همراهش نبود و تمام خرج و مخارج اين چند روز را هم از من می گرفت. نمي دانم با چه ترفندي صاحب مسافرخانه را راضي كرد كه آنجا بمانيم.

 

هرچه التماس كردم كه گوشي تلفنش را بدهد تا با مادرم صحبت كنم فايده اي نداشت از همان لحظه كه با وي همراه شدم پشيمان بودم ولي مدام به من می گفت نترس وقتی تو را عقد کردم و همسر قانونی من شدی مطمئن باش که پشیمان نمی شوی  و تو با من خوشبخت خواهی شد.

 

روز بعد به چندين دفتر خانه رفتيم براي عقد ولي بي فايده بود، بعد از 3 روز وقتی پول هایمان تمام شد به درخواست بابک راهي شهرمان شديم.

 

خانواده بابک مي خواستند موضوع را با خانواده ام حل كنند و مي خواستند با تحويل دادن من خودشان را كنار بكشند اما چیزی از آمدن ما به منزل پدر بابک نگذشته بود که چند مامور آمدند و هر دوی ما را دستگير کردند.

 

نظریه کارشناس

خانم عطائی، کارشناس ارشد روانشناسی در مورد این پرونده به خبرنگار پایگاه خبری پلیس گفت: دختران کم سن و سال همچون دختری که ماجرای آن را ملاحظه کردید به شدت احساسی بوده و دوران حساس بلوغ هیجانی را طی می کنند.

 

وی افزود: افراد در این سن تحت تاثیر تعریف و تمجیدها، سخنان زیبا و رویا پردازی های طرف مقابل قرار گرفته و از طرفی نیز به دلیل عدم ارتباط صمیمانه با پدر و مادر یا برادر و خواهر خود سریعاً به جنس مخالف پاسخ مثبت می دهند و در کمترین زمان ممکن به او وابسته می شوند بدون اینکه بخواهند کمی در مورد عواقب کاری که می‌کنند، بیاندیشند.

 

کارشناس مرکز مشاوره آرامش، بیان داشت: توصیه ما این است که خانواده ها در چنین دوران حساسی باید شدیداً مراقب رفتارها، رفت و آمدها و گفت و گوهای فرزند خود باشند و به نوعی بر او نظارت داشته باشند اما البته این نظارت نباید طوری باشد که فرزند احساس کند که در یک محیط امنیتی قرار گرفته است.

 

کارشناس مشاوره و آسیب شناس مسایل خانواده ادامه داد: خانواده ها باید هوشیار باشند و بدانند که کوچکترین غفلت در این دوران حساس باعث عواقب و صدمات جبران ناپذیر روحی و روانی برای فرزندشان به بار خواهد آورد.

 

وی افزود: آگاه سازی، آشنایی با احکام دین اسلام و توصیه فرزند به رعایت حدود شرعی در ارتباط با افراد غریبه، تربیت دینی فرزندان دختر، توصیه به آنان در خصوص داشتن متانت و وقار در برابر مردان و افراد نامحرم از جمله مواردی است که می تواند فرزندان دختر را در مصون سازی از آسیب ها و انحرافات و عبور سالم از این دوران پر تلاطم و بحرانی کمک و یاری دهد.

 

عطائی با بیان اینکه ازدواج یک مسئله مهم در زندگی هر انسانی به شمار می آید اظهار داشت: به دختران جوان نیز توصیه می کنم که در زمینه ازدواج احساسی عمل نکرده و بدانند که هرگز با رویا پردازی های کودکانه آینده خوب و خوشی را نخواهند توانست برای خود رقم بزنند.

 

کارشناس مرکز مشاوره آرامش اضافه کرد: برای انجام یک ازدواج مطلوب و به تبع داشتن زندگی خوشبخت با همسر آینده لازم است تا فاکتورهای مهمی را مد نظر گرفت که از مهمترین آن ها می توان به ایمان، داشتن درک مشترک از زندگی، اصالت خانوادگی، صداقت، پاکدامنی و اخلاق مداری دو طرف اشاره کرد.

 

 

نویسنده: حمید رضا محمدی؛ کارشناس رسانه پلیس اصفهان

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.