2019/05/24
۱۳۹۸ جمعه ۳ خرداد
زن بیوه در دام شوهرخواهر

زن بیوه در دام شوهرخواهر

آنچه می‌خوانید داستان واقعی زندگی زنی از اهالی استان خراسان شمالی است.

دوات آنلاین- بدجوری رو دست خوردم و بابت این اتفاق زندگی ام دگرگون شد. از غریبه انتظار نداشتم اما از خودی و کسی که به او دل بسته بودم تا گره از مشکل ام باز کند انتظار زیادی داشتم اما بیهوده بود.

 

زن جوان که اسیر حقه و نیرنگ شوهر خواهرش شده بود درباره زندگی توفان زده اش می گوید: از روزی که شوهرم بر اثر تصادف فوت کرد انگار زندگی به من پشت کرد و با مشکلات زیادی روبه رو شدم. بعد از فوت همسرم، شوهر خواهرم خودش را برادر و حامی من معرفی کرد وگفت غصه چیزی را نخورم و می توانم روی او حساب کنم.

 

من ساده دل به خیال این که حامی من است و دلش به حال بچه های قد و نیم قدم می سوزد کارهای بانکی ام را به او محول کردم تا با دوستان و آشنایانی که دارد بتواند برایم وام بگیرد. بعد از دریافت دیه شوهرم، دامادمان گفت با پول آن یک سرپناه برای خودم بخرم تا حداقل از مستاجری در امان باشم. وقتی دیدم پیشنهادش خوب و حساب شده است قبول کردم اما چون سررشته ای از کار خرید و فروش املاک نداشتم و از طرفی یک زن تنها بودم از او خواستم برای خرید خانه اقدام کند.

 

 او برای من دنبال خرید یک خانه مناسب افتاد و بعد از مدتی گفت خانه مد نظرم را پیدا کرده و باید با هم به بنگاه برویم. شوهر خواهرم نیمی از پول دیه را به بهانه انجام کارهای اداری خرید خانه از من گرفت تا او طرف حساب بنگاه باشد.

 

روز معامله به حرف های او عمل کردم و بعد از تنظیم قولنامه نوبت به امضای من رسید، در همین حین تلفن دامادمان زنگ خورد و برای چند لحظه از بنگاه خارج شد، صاحب بنگاه که انگار به ماجرا مشکوک شده بود آهسته از من سوال کرد آیا از متن قولنامه خبر دارم؟ من پاسخ منفی دادم.

 

صاحب بنگاه گفت در قولنامه نام شوهر خواهرم به جای خریدار قید شده و این کمی عجیب است. با شنیدن این صحبت ها یک لحظه برق از سرم پرید و تازه به خودم آمدم. وقتی دلیل این کار را از شوهر خواهرم سوال کردم او کمی جا خورد و خواست قضیه را جمع و جور کند ولی نتوانست من را قانع کند. وقتی دید دستش رو شده از پرداخت مبلغی که به بهانه انجام کارهای اداری از من گرفته بود طفره رفت و امروز و فردا کرد.

 

مدتی گذشت، وقتی دیدم شوهر خواهرم نیت خیرخواهانه نداشت و قصد تصاحب پول دیه شوهرم را داشت به دادسرا آمدم و قصد دارم از دست او شکایت کنم تا قانون حق و حقوق من و فرزندانم را از او بگیرد.

 

منبع: خراسان

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.