2019/05/24
۱۳۹۸ جمعه ۳ خرداد
نیما نادری بازیگر سریال لحظه گرگ و میش در لایو اینستاگرام، سروش در حق یاسمن نمک‌نشناسی کرد

نیما نادری بازیگر سریال لحظه گرگ و میش در لایو اینستاگرام، سروش در حق یاسمن نمک‌نشناسی کرد

من از سروش بدم نمی آید. او خطا دارد اما شخصیت زحمت کشیده ای دارد فقط مسیر را اشتباه رفته است. اگر سروش را بازی نمی‌کردم دوست داشتم نقش حامد را بازی کنم.

دوات آنلاین-نیما نادری بازیگر نقش سروش در سریال لحظه گرگ و میش ببا حضور در لایو اینستاگرام نقش خودش را تشریح کرد. او معتقد است سروش در سریال در حق یاسمن نمک‌نشناسی کرد.

 

نیما نادری که در لایو اینستاگرام صحفه سریال لحظه گرگ و میش صحبت می‌کرد گفت:متولد  ۱۳ آبان سال ۶۶ هستم. تحصیلاتم را در رشته انیمیشن شروع کردم خوب هم پیش رفتم اما بعد فکر کردم من را به آرزوهایم نمی‌رساند با اینکه چند جایزه هم گرفته بودم انصراف دادم و دررشته ادبیات نمایشی تاتر کنکور دادم و قبول شدم و در این رشته درس خواندم و ابتدا با نمایشنامه نویسی بعد کارگردانی شروع کردم و کارگردانی تاتر میکردم و بعد هم وارد دنیای سینما شدم.

 

او که زاده و اهل تهران است درباره زندگی خصوصی‌اش گفت: ما دو برادر بودیم یک برادر کوچکتر از خودم داشتم سه سال از من کوچکتر بود برادر کوچکم ۵ سال پیش فوت کرد و من حالا یک نفر هستم و مجردم.

 

نیما نادری درباره اینکه آیا سروش پروانه همسر سوم خود را طلاق می‌دهد یا خیر با خنده گفت: به وقتش پروانه را طلاق خواهم داد. سروش شخصیت بلند پروازی دارد و با بالارفتن سن‌اش آرامتر شده است.  دیگر سنش بالا رفته است. کاراکتر سروش آدمی بود که رویاهای زیادی داشت اما مسیر را اشتباه رفت و خیلی جاها شکست خورد. من خودم از نقش سروش برای ادامه زندگی درس گرفتم.

او درباره نحوه انتخاب شدنش برای بازی در نقش سروش گفت: بابک کریمی طراح صحنه سریال تعبیر وارونه  من را معرفی کرد. ما در تعبیر وارونه یک رویا با هم آشنا شدم از طریق وی به  آقای اسعدیان معرفی شدم و  تست دادم و جلساتی داشتیم و صحبت می‌کردیم در این جلسات دخترها و پسرهای زیادی بودند از این جلسات و صحبتها آقای اسعدیان کاراکترها را پیدا کردند.

 

بازیگر نقش سروش در سریال لحظه گرگ و میش درباره اینکه آیا دوست دارد دوباره نقش‌های پیچیده بازی کند گفت: اگر فیلم خوبی باشد دوست دارم نقش پیچیده بازی کنم. در حال حاضر نمایشنامه می‌نوسیم و برای سال بعد قرار است اجرا کنم.

 

او درباره تفاوت بازیگری در تلویزیون و سینما گفت:بازیگری در هر دو قالب جذاب است اما همه چیز به  فیلمنامه ربط دارد اگر فیلمنامه جذاب باشد قبول می‌کنم. این دو مدیوم با هم فرق دارد اما اگر فیلمنامه جذاب باشد مدویم فرق ندارد.

 

او همچنین درباره تفاوت سنی‌اش در دنیای واقعی با شخصیت‌های سوگند و محمد که فرزندانش هستند گفت:  مهتاب اکبری متولد ۶۹ و فراز مدیری ۷۱ است و من متولد ۶۶ تفاوت سنی ما در دنیای واقعی خیلی کم است.  

 

او درباره سکانس‌های جذاب فیلم گفت: سکانس‌های جذاب خیلی بود اما بچگی سوگند را وقتی که ندا فوت میکند و سوگند را بزرگ میکنم با همه کمبودهایی که یک پدر بی تجربه داشت خیلی دوست داشتم.  

 

او درباره  تجربه بازی‌اش با پانیذ برزعلی هم گفت: ما در  سریال  تعبیر وارونه یک رویا با هم آشنا شدیم البته هر دو کار تاتر هم میکردیم.

 

او همچنین درباره اینکه بین ندا و یاسمن کدام را بیشتر دوست داشت گفت: ندا اولین عشق سروش  بود و خیلی دوستش داشت اما یاسمن در مسیرزندگی به سروش کمک کرد و سروش جاهایی در حق او نمک‌نشناسی کرد.

 

او همچنین درباره نقش گریم‌های خوب در شکل گیری شخصیت سروش گفت:  گریم  خیلی خوب بود خلیل نظری این گریم را  کار کرد و خیلی به من کمک کرد تا بتوانم شخصیت سروش را به درستی درآورم.  لباس‌ها مرحله دوم بود اما گریم خیلی خوب بود. موقعی که بازیگر گریم می‌شود و با خودش مواجه می‌شود، تغییر را حس می‌کند و با کامل شدن گریم کاراکترهم کامل می‌شود.

 

نیما نادری درباره بازی المیرا دهقانی بازیگر نقش یاسمن گفت:  بسیار نقش سختی داشت. یک سال و نیم این کار طول کشید همه ما  آف داشتیم اما او همه مدت را بازی کرد و عالی بود.

 

 نیما نادری درباره نظر شخصی‌اش درباره شخصیت سروش گفت: من از سروش بدم نمی آید. او خطا دارد اما شخصیت زحمت کشیده ای دارد فقط مسیر را اشتباه رفته است. اگر سروش را بازی نمی‌کردم دوست داشتم نقش حامد را بازی کنم.  من و پاشا رستمی نقش‌مان معلوم نبود بعد از چند جلسه صحبت کردن به این نتیجه رسیدند من نقش سروش را بازی کنم.  اگر نقش دیگری را می‌خواستم بازی کنم حامد را بازی میکردم.

 

نیما نادری در پایان صحبت‌هایش چند خطی را که برای مادرش نوشته بود را خواند و گفت: چون میدانم او هم این لایو را میبیند دوست دارم این متن را که برایش نوشتم بخوانم.: مادرم فاطمه صاحب جان و روح و تنم تو شاهکار طبیعتی. شب بود خواب بودی چون کودکی‌م ارام و بی صدا با شمع کوچکی نشستم پای تختت و شمردم چین های تازه وارد گوشه چشم‌هایت را وه که غافل بودم این منِ بد که تا همین امروز قربان چشمانت نشدم چه غافل که به خط‌های گوشه چشمانت و تارهای سفید موهایت اینطور عاشقانه خیره نشده بودم این من بی هیبت و بد دیگر نیازارم تو را ای خدا ای خدا ای مادر ای مادر بی حرف پس و پیش بر بام این دنیای مجازی کنار ۱۹۹۳ (اشاره به کسانی که در لایو اینستاگرام بودند) خواهر و برادر ایستاده و فریاد میزنم نیمایت فدایت مادرم فاطمه.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.