2019/05/23
۱۳۹۸ پنج شنبه ۲ خرداد
زن غریبه همسر شوهرم بود

زن غریبه همسر شوهرم بود

20 سال قبل با هزار امید و آرزو ازدواج کردم، آن موقع من و شوهرم دانشجو بودیم و توان مالی بسیار پایینی داشتیم به همین علت برای گذران زندگی ناچار شدیم علاوه بر تحصیل کار هم انجام دهیم.

دوات آنلاین-سن و سالش زیاد نشان نمی داد و چهره آرامی داشت. پشت در شعبه دادگاه خانواده منتظر بود تا صدایش بزنند. به عبور مراجعه کنندگان توجهی نداشت، گاهی نگاهش را به انتهای راهرو و گاهی به دیوار مقابلش می دوخت.

 

سر صحبت را باز کردم و در مورد علت مراجعه اش به دادگاه پرسیدم که گفت: 20 سال قبل با هزار امید و آرزو ازدواج کردم، آن موقع من و شوهرم دانشجو بودیم و توان مالی بسیار پایینی داشتیم به همین علت برای گذران زندگی ناچار شدیم علاوه بر تحصیل کار هم انجام دهیم.

 

پس از اتمام تحصیلات، در شرکتی به صورت تمام وقت مشغول به کار شدیم اما چون شوهرم در آزمون کارشناسی ارشد قبول شده بود قرار شد به صورت پاره وقت کار کند. تحصیل شوهرم که تمام شد بچه دار شدیم و از آن جا که کسی را نداشتم تا از فرزندم نگهداری کند ناچار شدم کارم را رها کنم، البته آن زمان شوهرم شغل خوبی داشت و نیازی به کار کردن من نبود. دخترمان که به سن سه سالگی رسید از شوهرم خواستم تا دوباره سر کار بروم چون محیط خانه بسیار افسرده و خسته ام کرده بود اما شوهرم رضایت نداد دخترمان را به مهد کودک بفرستم.

 

اصرار کردم تا این که راضی شد پرستاری برای دخترمان بگیریم و آن پرستار تا 13 سالگی دخترم در خانه ما بود و علاوه بر رسیدگی به او کارهای خانه را هم انجام می داد و بعد هم که از خانه ما رفت گاهی با هم در تماس بودیم.

 

همه چیز به خوبی پیش می رفت و احساس می کردم که خانواده خوشبختی هستیم تا این که یک روز وقتی برای انجام کاری از محل کارم خارج شده بودم به طور اتفاقی آن زن را دیدم که سوار خودروی شوهرم شد، آن ها را تعقیب کردم و دیدم که وارد رستورانی شدند. همان جا با آن ها به مشاجره پرداختم و موضوع را با پلیس در میان گذاشتم. وقتی متوجه شدم که آن زن همسر موقت شوهرم شده است همه چیز روی سرم خراب شد و آینده ای را که برای خانواده ام متصور بودم بر باد رفته دیدم.

 

فکر نمی کردم مردی که همیشه عاشقانه و صبورانه با من رفتار می کرد و با هم سختی ها و مشکلات را پشت سر گذاشته بودیم چنین کاری در حق من انجام دهد و حالا نه فقط من بلکه دخترم نیز خیلی از او دلگیر است و حاضر نیست پدرش را ببیند. حالا هم این جا هستم تا پرونده جدایی از شوهرم را پیگیری کنم، نمی خواهم دخترم در خانواده ای زندگی کند که پدرش اراده ای در حفظ زندگی ندارد و دنبال هوس دلش است.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.