2019/05/23
۱۳۹۸ پنج شنبه ۲ خرداد
درخواست طلاق به‌دلیل زیبایی زن

درخواست طلاق به‌دلیل زیبایی زن

مرد جوان تصمیم گرفت برای همیشه به زندگی مشترکش پایان دهد. آن هم درست پنج ماه بعد از ازدواجش؛ دلیلش هم تنها یک چیز بود زیبایی همسرش. او که به خاطر این زیبایی ناراحت بود و به همسرش بدبین شده بود تصمیم گرفت به زندگی پر از شک و بدبینی اش برای همیشه پایان دهد. او هفته گذشته همراه همسرش به دادگاه خانواده تهران رفت و درخواست طلاق خود را مطرح کرد.

دوات آنلاین-مرد جوان تصمیم گرفت برای همیشه به زندگی مشترکش پایان دهد. آن هم درست پنج ماه بعد از ازدواجش؛ دلیلش هم تنها یک چیز بود زیبایی همسرش. او که به خاطر این زیبایی ناراحت بود و به همسرش بدبین شده بود تصمیم گرفت به زندگی پر از شک و بدبینی اش برای همیشه پایان دهد. او هفته گذشته همراه همسرش به دادگاه خانواده تهران رفت و درخواست طلاق خود را مطرح کرد.

 

او درباره علت درخواستش به قاضی دادگاه خانواده گفت: پنج ماه است که ازدواج کرده ام. شیوا را از دو سال پیش می‌شناختم. او دوست یکی از دختردایی های من بود و همیشه در مهمانی‌ها او را می دیدم. از همان روز اول که شیوا را دیدم عاشقش شدم. بعد از مدتی هم به او پیشنهاد ازدواج دادم، اما از وقتی که زندگی مشترکمان آغاز شد، حس شک و بدبینی تمام وجودم را فراگرفت. شیوا زنی زیبارو و همیشه شیک پوش و خوش تیپ است. برای همین احساس می کنم هرمردی او را ببیند عاشقش میشود. دلم نمی خواهد از خانه بیرون بیاید. هرچه هم به او می گویم کمتر به خودش برسد و آرایش نکند، فایده ای ندارد. او با آرایش زیبایی اش را بیشتر می کند و همین باعث آزار من می شود. الان پنج ماه است که دارم عذاب میکشم. شک و بدبینی لحظه ای رهایم نمی کند. نمی توانیم در کنار این زن براحتی زندگی کنم. من آسایش ندارم. مرتب فکر می کنم که این زن روزی به من خیانت خواهد کرد. به او بی اعتماد نیستم، تصور نمی کنم زنی خیانتکار است، ولی احساس می کنم او که چهره به این زیبایی دارد حتماهر مردی او را ببیند عاشقش می شود. برای همین دیگر نمی توانم در کنارش زندگی کنم. می خواهم از او جدا شوم تا حداقل آسایش داشته باشم. با این که همسرم را دوست دارم ولی زندگی در کنارش عذابم میدهد.

 

در ادامه همسر این مرد نیز به قاضی گفت: آقای قاضی، مهران بی دلیل زندگی مان را نابود کرد. او مرد بدبینی است. به چهره من هم هیچ ربطی ندارد. مرتب به من گیر میدهد. اجازه نمی دهد از خانه بیرون بروم. وقتی هم بیرون از خانه هستم مرتب تماس می گیرد و به همه چیز شک می کند. این مرد به من اعتماد ندارد. هرجا که میروم از هر طریقی شده مرا کنترل می کند. باید به او جواب پس بدهم. کافی است یک بار تماس بگیرد و صدای یک نفر دیگر را بشنود و متوجه نشود که آن فرد کیست، بی‌خیال نمی شود. بارها با او صحبت و از هر راهی شده استفاده کردم تا شاید کمی آرام تر شود. ولی بی خیال نمی شود. او دارد مراعذاب میدهد. خودش هم عذاب می کشد. حاضر هم نیست کوتاه بیاید. من هم از این که مرتب کنترل شده و باید بابت تمام کارهایم جواب پس بدهم، خسته شده ام. برای همین من هم دیگر نمی توانم در کنار این مرد زندگی کنم.

در پایان نیز قاضی دلیل این زوج را برای جدایی کافی ندانست و از این زوج خواست برای حل مشکل‌شان به مشاوره خانواده مراجعه کنند و از یک مشاور راهنمایی بخواهند.

 

 

منبع: جام جم

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.